🔴 تورقی بر روزشمار سالهای مقاومت؛
✅ انعکاس فتوحات طریقالقدس در خبرگزاریهای جهان
◀ رادیو لندن گزارش داد: تسخیر بستان توسط نیروهای ایران نشانه چهارمین ضد حمله بزرگ نیروهای این کشور طی یک سال اخیر است و این پیروزی را میتوان از نظر اهمیت استراتژیکی، همسطح عقب نشاندن نیروهای عراق از رود کارون عملیات ثامنالائمه (ع) در چند هفته پیش به شمار آورد و از نظر سمبلیک نیز تسخیر بستان حائز اهمیت هست.
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 عملیات طریق القدس در ۸ آذر۶۰ در منطقه عمومی سوسنگرد بسمت بستان و با هدف انهدام قوای دشمن و باز پس گرفتن و آزادسازی بستان و عقب راندن دشمن متجاوز و تلاشی در جهت فاصله انداختن بین جبهه شمالی و جنوبی عراق در منطقه خوزستان صورت گرفت
🌴🚩🌴🚩🌴🚩🌴🚩🌴
💠خاطرهای از عملیات فتح بستان
1️⃣سالهای اول جنگ همه پیشرویهای ما شبانه انجام میشد. اما درین عملیات مجبور شدیم صبحش نبردسنگینی انجام بدهیم
تعدادی از بچهها در یکی از محورها، در محاصره افتاده بودند. رادیو مارش پیروزی را شروع کرده بود، ولی ما میدانستیم آنها الان درچه حالی هستند
2️⃣دیشب ما وسط میدان مین گروهانمان تارومار و فرماندهمان خانچین شهید شده بود،شاید۲دسته مانده بودیم، سعید درفشان فرمانده محور عملیاتی،مستاصل جمعمان کردکه هرطور شده باید از مسیری که نشان داد برویم جلو تاشاید محاصره آن بچههابشکند.
چشمهایش از بیخوابی بود یا ازناراحتی، ورم کرده و قرمز بودند.سعیدرا هیچوقت آنطور ندیده بودم
من صمیمیترین دوستم منصور بنینجار درمحاصره بود،وسعیدهم صمیمیترین رفیقش محمدرضاحسنزاده
3️⃣اوایل آذر بود ویادم هست دیشبش بارانی حسابی آمده بود،بارانی که منتظرش نبودیم.زمین مسطح بود وخاکش خاک رس،سنگینترین خاک دنیا
هر پوتین ما که قبلا ۱کیلو بودشده بود پنج شش کیلو و راه رفتن عادی هم برایمان مصیبت بود
همه جوان بودیم.باوجودسنگینی کفشها، با وجودی که تانکهای عراقی را میدیدیم، با وجودی که سه چهار قبضه آرپیجی۷، الله اکبر را گفتیم و راه افتادیم.
چه انرژیای میداد گفتن الله اکبر.
عراق داخل خاک ما بود،دعای مردم پشت سرمان،ومیدانستیم خداکمکمان میکند
🚩🚩 روایتی از آزادی بستان
در عملیات طریقالقدس
✍امروز همه گرد آمدهاند؛
بهترین و پرشورترین جوانان این سرزمین، با دلهایی سرشار از ایمان و دستانی آماده برای نبرد. آمدهاند تا بر سر دشمن تجاوزگر فرود آیند، آمدهاند تا تکهای از خاک جداشدهی میهن را پس بگیرند و دست غاصب را از آن کوتاه کنند
در دشت آزادگان، امروز و امشب حالوهوایی دیگر برپاست.نمازها رنگی تازه گرفتهاند، نگاهها عمیقتر و متفاوت شدهاند، و عشق و ایمان در هم تنیده است. هرکسی در دلش عهدی بسته؛ عهدی برای آزادی،برای بازگرداندن بستان، برای شکستن غرور دشمنی که خیال میکرد این خاک را برای همیشه در چنگ دارد
صدای زمزمه دعا با همهمه آمادهسازی سلاحها درهم آمیخته.بعضیها آرام قرآن میخوانند، بعضی به آسمان خیره شدهاند، و بعضیها در سکوت،بیاد خانواده و وطن، اشکهایشان را پنهان میکنند. اماکسی تردید ندارد
امشب،ستارهها شاهد دلهای بیقرار جوانانی که میخواهند از دل شنزارهای اللهاکبرعبورکنند،دشمن را غافلگیرکنند و راه چزابه را ببندند
بعدازکلی شناسایی وبررسی منطقه اشغالشده،فرماندههان بدین نتیجه رسیدن که طرح اولیه عملیات بایدتغییر کنه.چون ارتش عراق توی شرق بستان حسابی سنگر گرفته بود و آماده بود،عبور از اون محور خیلی سخت میشد.اما شمال منطقه،جایی که تپههای اللهاکبر وشنزارهای وسیع بود، برای دشمن غیرقابل عبور بنظرمیرسید.همین شد نقطه امیدو ابتکارسپاه پیشنهاد داد نیروها از شنزار رد بشن،خطوط ۲و۳ عراق رو دور بزنن و بعقبه دشمن برسن. این پیشنهادپذیرفته شد و محور اصلی عملیات شد حمله ازتپههای اللهاکبر بسمت تنگه چزابه و نَبعه
4_5911041340614902089.mp3
زمان:
حجم:
8.7M
🚩🚩 غوغای عاشورا بپا در شهر #بستان است
🌴 بمناسبت عملیات طریقالقدس // آزادسازی بستان
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
دوران جنگ تحمیلی
آذر ماه ۱۳۶۰
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
و یارانش در جبهه دشت آزادگان
عملیات طریق القدس (راهِ قدس)
دفاع مقدس
آذر ماه ۱۳۶۰ #شهید_حاج_قاسم_سلیمانی و یارانش در جبهه دشت آزادگان عملیات طریق القدس (راهِ قدس)
🌿 جانبازی در طریقِ قدس
💠 روایتی از نقش حاج قاسم سلیمانی در عملیات طریقالقدس و جانبازی ایشان در آن عملیات
چهارده ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی و اشغال بخشهای وسیعی از خاک کشورمان، عملیات طریقالقدس با هدف آزادسازی دشت آزادگان، بستان و سوسنگرد و رسیدن به مرز در چزابه توسط رزمندگان ایرانی اجرا شد. آن زمان، تیپ ثارالله شکل نگرفته بود و قاسم سلیمانی و نیروهای کرمانی (رزمندگان سپاه منطقه شش) در قالب دو گردان تحت امر تیپ کربلا به فرماندهی مرتضی قربانی وارد عملیات شدند.
پیش از آن، حسن باقری، قاسم سلیمانی را که چند ماهی بود به جبهههای جنگ آمده بود و سرپرستی بخشی از نیروهای کرمانی را که خود آموزش داده بود، برعهده داشت، به خط کرخه کور فرستاد و مسئولیت آن محور را به او و نیروهایش واگذار کرد. مرتضی قربانی میگوید اوّلینبار قاسم را در آبان سال 60 و پیش از عملیات طریقالقدس دیدم. او همراه با ششصد نفر نیرو از کرمان آمده بود. آن روزها آوردن آن تعداد نیرو به اهواز و مستقرکردن در دشت وسیع سوسنگرد آن هم با کمترین امکانات، کار بسیار سختی بود.
مأموریت قاسم و نیروهایش در عملیات طریقالقدس، مشارکت در تک جبههای و پشتیبانی از اقدام اصلی عملیات بود. آنها مأموریت داشتند با آرایش در منطقهای به عرض یک هزار و پانصد متر در سمت راست جاده سوسنگرد–بستان در شرق پل سابله، این پل را تصرف و بهسوی هدفهای تعیینشده پیشروی کنند. او و نیروهایش از چند روز پیش، شناساییها را آغاز کرده بودند. رزمندگان کرمانی که از آبان سال 60 به اهواز رسیده بودند و در پادگان پرکان دیلم (غیور اصلی) مستقر شده بودند، به مدرسهای در سوسنگرد انتقال یافتند تا آماده عملیات شوند.
قاسم، در عملیات طریقالقدس فرمانده گردانهای حضرت ابوالفضل علیهالسلام و شهیدان رجایی و باهنر بود. دیگر فرماندهان کرمانی حاضر در عملیات نیز جواد رزمحسینی، مسئول اطلاعات و عملیات؛ محمود انجمشعاع، مسئول تخریب؛ حمید عسکری، مسئول تدارکات؛ حبیبالله باقری، مسئول نیروی انسانی؛ اکبر مهاجری، مسئول تعاون؛ ابوالفضل کارآمد، مسئول تبلیغات؛ علیاکبر محمدحسینی، فرمانده گردان حضرت ابوالفضل علیهالسلام و عبدالحسین رحیمی، فرمانده گردان شهیدان رجایی و باهنر بودند. یک گردان نیز به فرماندهی سیدجواد حسینی در احتیاط قرار داشت. آن گردان شب قبل از آغاز نبرد به منطقه عملیاتی رسید و در مدرسهای که قبل از آن گردانهای حضرت ابوالفضل علیهالسلام و شهیدان رجایی و باهنر حضور داشتند، استقرار یافت.
حاج قاسم، پیش از اجرای عملیات، در جمع رزمندگان گردان حضرت ابوالفضل علیهالسلام سخنرانی میکند و میگوید: «یاحسین! این گردان به نام گردان ابوالفضل نامگذاریشده. یاحسین! میخواهیم چون ابوالفضل دستهایمان در ره اماممان خمینی، قطعهقطعه شود. حسین جان! تا دشمن را در این خاک به خاک نسپاریم، نمیخواهیم از این مرز، از این خاک برگردیم، حتی اگر دستهایمان قطعهقطعه و پاهایمان تکهتکه شوند. انشاءالله این طرح را که تمام کنیم، به یاری الله این یاریدهنده مستضعفان در کربلاهای دیگر دشمن را سخت، سخت، سخت در خاک فرو خواهیم برد.»
شب عملیات، رزمندگان کرمانی به منطقه عملیات اعزام میشوند. تیپ کربلا با بهرهگیری از گردانهای اهواز عملیات را آغاز کرد، امّا بهدلیل شکستهنشدن مواضع دشمن، مرتضی قربانی از قاسم سلیمانی خواست تا مأموریت شکستن خط را او و رزمندگان کرمانی انجام بدهند. مقاومت عراقیها زیاد بود و آتش سنگینی بر سر رزمندگان ریخته میشد. درگیری رزمندگان با عراقیها سخت و نفسگیر شده بود. نیروها بهدلیل آتش شدید دشمن زمینگیر شده بودند و هر لحظه بر تعداد شهدا و مجروحان اضافه میشد. قاسم مأمور شکستن خط بود. از یکسو، در ارتباط با فرماندهی در تلاش برای انجام مأموریت بود و از سوی دیگر، به نیروهایش که در حال مقاومت بودند، روحیه میداد.
در این لحظه، قاسم به راننده نفربر گفت که از خط عبور کند. راننده تردید داشت، امّا قاسم با تحکم با او برخورد کرد. در نتیجه، او بهسمت خط دشمن که سقوط نکرده بود، راه افتاد. با بلندشدن صدای نفربر، دشمن آتشها را متوجه آن کرد. قاسم، به گروهان حمید چریک که گروهان اوّل و خطشکن بود و پشت سیمخاردارهای دشمن استقرار پیدا کرده بود، رسید. نفربر روی مین رفت و شنیهای آن پاره شد و از حرکت بازایستاد. قاسم، به همراه بیسیمچیهایش پیاده شد. حدود صد متر در دشت بهسمت نیروها رفت، امّا تیربارها امانش را بریده بودند. قاسم، این بار دوید تا زودتر به نیروهایش برسد. هوا ابری بود و او بهسختی میدوید و اطرافش را میدید؛ آن هم برای لحظاتی در نور تیربارها و منورها👇👇
دفاع مقدس
🌿 جانبازی در طریقِ قدس 💠 روایتی از نقش حاج قاسم سلیمانی در عملیات طریقالقدس و جانبازی ایشان در آن
در همین لحظه یک گلوله خمپاره کنار قاسم منفجر شد و به چند متر آن طرفتر پرت شد. او در ناحیه شکم قدری احساس خنکی کرد. بلند شد، امّا دوباره به زمین افتاد. او نیروهایش را در کانال میدید و به هر زحمتی بود خود را به آنها رساند. خون زیادی از او رفته بود. وقتی به بچهها رسید، در آن تاریکی خود را بهگونهای نشان داد که انگار اتفاقی نیوفتاده است. یکی از نیروها به نام حمید ایرانمنش از او خواست تا خود را به نزدیکی معبر برساند و بر پیشروی نیروها نظارت کند، امّا قاسم گفت خودت برو و هر کاری میتوانی انجام بده. قاسم، با کبد پاره و سه نقطه پارگی در شکم، پشت سیمخاردارها ماند و تا صبح دیگر کسی از او خبری نداشت. در همان مدت هم دو بار دیگر زخمی شد؛ یکبار از ناحیه دست و بار دیگر از ناحیه پا. بهتدریج قاسم از حال رفت و وقتی هوا روشن شد، رزمندگان او را یافتند. قاسم تصور میکرد که در عالم رویاست و حال خوشی دارد.
خطِ تأمینِ دشمن شکسته شده بود و نیروهای خودی بهسوی پل پیشروی میکردند. مرتضی قربانی، در آن سوی خط قاسم را صدا میزد که بیسیمچی گوشی را برداشت و گفت: «قاسم شهید شد!» وضعیت حاج قاسم بهگونهای بود که همه تصور میکردند او شهید شده است. در بین نیروهای کرمانی نیز پیچیده بود که قاسم شهید شده است. محمدعلی ایراننژاد، از نیروهای حاج قاسم در این عملیات میگوید یکی از نیروهای سیرجانی که مجروح هم شده بود بهشدت گریه و بیتابی میکرد و در بین گریه و ناله مدام حاج قاسم را صدا میزد. وقتی ماجرا را پرسیدم، گفت حاج قاسم شهید شد.
رزمندگان پس از اینکه پیکر بیجان قاسم را یافتند، ابتدا با برانکارد به بیمارستانی صحرایی در دهلاویه بردند و از آنجا هم با آمبولانس او را به سوسنگرد رساندند؛ امّا میزان جراحت قاسم بهقدری بود که باید او را به یک مرکز درمانی مجهز منتقل میکردند. بنابراین، او را به بیمارستان نادری در شهر اهواز بردند. مجروحان جنگی بسیاری در آن بیمارستان بودند. آنجا بیش از حد شلوغ بود. در اتاقها، راهروها و محوطه بیرونی بیمارستان پُر از مجروح و بیمار بود؛ امّا قاسم بیتابی نمیکرد و آرام بود. سکوتش هم موجب شد تا بعدازظهر عمل درمانی روی او انجام نگیرد. شکم قاسم پُر از خون شده بود و احساس خفگی میکرد؛ چراکه ریهاش هم زخمی شده بود. قاسم احساس کرد که دیگر وقت رفتن است. به اکبر مهاجری گفت من دارم تمام میکنم و خداحافظی کرد.
اکبر مهاجری و محمد گرامیوقت تا این حرف قاسم را شنیدند بهسرعت با ماشین خودشان او را به بیمارستان شرکت نفت اهواز بردند و او را خارج از نوبت وارد اتاق عمل کردند. قاسم، چند روزی در همان بیمارستان بستری بود و در همان جا بود که خبر شهادت علیاکبر محمدحسینی، فرمانده گردان حضرت ابوالفضل علیهالسلام را شنید و به حالش افسوس و غبطه خورد.
عملیات بهمدت یک هفته ادامه داشت. در روز دوم عملیات، رزمندگان گردان شهیدان رجایی و باهنر بهسوی پل الوان حرکت کردند و با استقرار در پشت پل، مانع عبور قوای دشمن شدند.همچنین نیروهای دشمن در ۱۳ آذر۶۰ تلاش کردند تا با عبور از پل سابله،موقعیت خود را بهبود بخشند،امّا هوشیاری گردانهای کرمان و حضور بهموقع نیروهای تقویتی موجب شد تا دشمن با تحمل تلفات سنگین عقبنشینی کند.در پایان عملیات نیز گردان سوم کرمانیها مأمور شد خطوط پدافندی روستاهای جنوب کرخه را بمنظور مقابله با تحرکات احتمالی دشمن تشکیل دهد
چندروزپس از عملیات و با تثبیت مواضع خودی، حسن باقری فرصت یافت تا بهعیادت قاسم سلیمانی برود،امّا وقتی به آنجا رفت، قاسم در خواب بود. او اجازه نداد که همراهانش قاسم را بیدار کنند.قاسم، وقتی باخبر شد که حسن به عیادت او آمده است، بسیار ناراحت شد و افسوس خورد که حسن را ندیده است
قاسم، چندروزبعد و برای مداوای بیشتر به بیمارستان قائم مشهد منتقل شد.در آنجا سه بار عمل شد،امّا هنوز بهطور کامل بهبود پیدا نکرده بود که با دستان گچگرفته بجمع رزمندگان در جبهههای جنگ بازگشت. حسن باقری که پیش از عملیات طریقالقدس با قاسم آشنا شده بود، به او دستور داد تا نیروهایش را به شوش منتقل کند. باقری در آنجا او را به حسن داناییفرد معرفی کرد و از او خواست تا به قاسم سلیمانی آموزش دهد و آماده اجرای عملیات بعدی (عملیات فتحالمبین) سازد.
جانبازی قاسم سلیمانی در عملیات طریقالقدس، سومین مجروحیت وی از ابتدای جنگ تحمیلی تا آن زمان بود. او اوّلینبار هنگام آموزش، بر اثر تیراندازی سهوی یکی از نیروهای آموزشی مجروح شد. دومین بار در عملیات کرخه کور از ناحیه دست جراحت دید و سومین بار در طریقالقدس دچار جراحت شدیدی شد و بهمدت چندروز در بیمارستان بستری گشت.
▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩
۳۸ سال بعد، آن دستی که در عملیات طریقالقدس و در مسیر آزادسازی بستان مجروح شده بود، درفرودگاه بغداد و در پی حمله تروریستی آمریکا از بدنش جدا شد. او قطعهقطعه شد تا دشمن را درخاک فرو برد
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 داستان سقوط و آزادسازی شهر بستان
🎥 گزارشی از عملیات غرورآفرین #طریقالقدس
♦️نبرد طریقالقدس در آذرماه ۱۳۶۰ با رمز مبارک ( یاحسین «ع» ) بهمدت ۸ روز در مناطق عملیاتی دشت آزادگان ، بُستان و سوسنگرد در استان خوزستان انجام شد. این عملیات بطور مشترک توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، همچنین پشتیبانی نیروی هوایی ارتش ، هوانیروز و جهاد سازندگی ، علیه مواضع متجاوزین ارتش بعث عراق ، طراحی و اجرا گردید. عملیات طریقالقدس در نهایت ، با پیروزی قاطع رزمندگان اسلام همراه شده و با انجام آن ، بیش از ۳۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران اسلامی از کنترل نیروهای متجاوز عراقی خارج شد.
دوران جنگ تحمیلی
29.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 #عنایات_امام_زمان (عج)
📽 خاطراتی بسیار زیبا و شنیدنی از عملیات پیروزمندانه #طریق_القدس از زبان مبارک #شهید_مرتضی_آوینی :
🎙 حس می کردیم که آقا امام زمان (عج) بر تمامی آنچه اتفاق می افتاد احاطه داشت و در زیر آن باران ریز و در میان آن هیاهوی غریبی که طوفان از صدای انفجارها و سفیر گلوله ها و فریاد الله اکبر حسینیان آخرالزمان در هم آمیخته بود دریافتیم که این عرصه ای که ما شاهد آنیم ، عرصه تفسیر سوره وَالْعَصْرِ است و چه بگویم که بیانم قاصر است...
▫️یاد باد یاد مردان مرد...
🇮🇷 عملیات #طریقالقدس در تاریخ ۸ آذر ۱۳۶۰ ، ساعت ۳ بعدازظهر در منطقه عملیاتی دشت آزادگان ، واقع در غرب استان خوزستان ، آغاز گردید. اجرای عملیات طریقالقدس ۱۴ روز به طول انجامید و هدف از انجام این عملیات ، آزادسازی شهر بُستان و ۷۰ روستای همجوار آن ، همچنین تأمین امنیت مرز و نیز دسترسی به منطقه وسیع از هورالهویزه بود که رزمندگان اسلام کاملاً به اهداف عملیات دست یافته و منطقه وسیعی از خاک ایران اسلامی را به طور کامل از لوث دشمن اشغالگر پاکسازی کردند.
عملیات طریق القدس از چنان اهمیتی برخوردار بود که حضرت امام خمینی (ره) در پیام تبریک خود آن را «فتح الفتوح» نامیدند.
در عملیات طريقالقدس که برای اولین بار در قرارگاه مشترک بین سپاه و ارتش تشکیل شد، شهید باقری معاونت فرماندهی کل سپاه را بر عهده داشت، سه شبانه روز بود که اصلا نخوابیده بود و در عملیات هم به شدت زخمی شده بود، برادر شهید میگوید: صبح برای دیدنش به بیمارستان رفتم، در لحظاتی که معلوم نبود زنده میماند یا خیر دیدم به سختی مطالبی را بیان میکند گوشم را نزدیک بردم که ببینم چه می.گوید پرسید: پل سابله کارش به کجا کشید؟ گفتم: تو حالت خوب نیست، استراحت کن، گفت: نه، تو جریان را تعریف کن، با اینکه دکتر گفته بود باید یک ماه استراحت کند، پس از یک هفته، در حالی که درد از سر و صورت او مشهود بود و سردرد شدیدی هم پیدا کرده بود، از تهران به اهواز آمد؛ در حالت دراز کشیده مطالب را می خواند و کار را ادامه داد.
🌷شهید حسن باقری🌷
📚کتاب سیمای افلاکیان ۹
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس ۲ " 🕊🕊
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبت های امیر سپهبد علی صیاد شیرازی درباره زحمات بچه های جهاد سازندگی در جنگ
شهید صیاد شیرازی: در عملیات طریق القدس دشمن رمل های شمال بستان را غیر قابل عبور برای نیرو های ما تصور میکرد اما بچه های ایثارگر جهادگر ما توانستند از روی رمل ها جاده بزنند و عبور کنند
جهاد سازندگی نشدنی ها را به شدنی تبدیل کرد
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سکانسی از فیلم سینمایی: سفر به چزابه
فیلمی که بنا به پیشنهاد و درخواست شهید حسن شوکت پور توسط زنده یاد رسول ملاقلی پور ساخته شد