🔴 #رو_به_خطر
در اورژانس کار میکردیم. راننده آمبولانس بودم. صدای آژیز که میآمد برعکس همه میدویدیم سمت ماشین و راه میافتادیم.
اگر از صدای انفجار میفهمیدیم، سراسیمه میرفتیم سمتش ؛ کسی از چیزی واهمه نداشت؛ بچه ها خودشون را به آب و آتش می زدند تا مجروحان را نجات دهند
─┅═༅𖣔○𖣔༅═┅─
#خاطرات_کوتاه
#امدادگران
#فرشته_های_نجات
#جنگ_تحمیلی
845.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #فیلم // آمبولانس در صحنه آتش جنگ🔥🔥
🔴 #رو_به_خطر
در اورژانس کار میکردیم. راننده آمبولانس بودم. صدای آژیز که میآمد برعکس همه میدویدیم سمت ماشین و راه میافتادیم.
اگر از صدای انفجار میفهمیدیم، سراسیمه میرفتیم سمتش ؛ کسی از چیزی واهمه نداشت؛ بچه ها خودشون را به آب و آتش می زدند تا مجروحان را نجات دهند
─┅═༅𖣔○𖣔༅═┅─
#خاطرات_کوتاه
#امدادگران
#فرشته_های_نجات
#جنگ_تحمیلی
🔴 #رو_به_خطر
در اورژانس کار میکردیم. راننده آمبولانس بودم. صدای آژیز که میآمد برعکس همه میدویدیم سمت ماشین و راه میافتادیم.
اگر از صدای انفجار میفهمیدیم، سراسیمه میرفتیم سمتش ؛ کسی از چیزی واهمه نداشت؛ بچه ها خودشون را به آب و آتش می زدند تا مجروحان را نجات دهند
─┅═༅𖣔○𖣔༅═┅─
#خاطرات_کوتاه
#امدادگران
#فرشته_های_نجات
#جنگ_تحمیلی
🔴 #رو_به_خطر
در اورژانس کار میکردیم. راننده آمبولانس بودم. صدای آژیز که میآمد برعکس همه میدویدیم سمت ماشین و راه میافتادیم.
اگر از صدای انفجار میفهمیدیم، سراسیمه میرفتیم سمتش ؛ کسی از چیزی واهمه نداشت؛ بچه ها خودشون را به آب و آتش می زدند تا مجروحان را نجات دهند
─┅═༅𖣔○𖣔༅═┅─
#خاطرات_کوتاه
#امدادگران
#فرشته_های_نجات
#جنگ_تحمیلی