eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.5هزار دنبال‌کننده
161 عکس
18 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
من دیگه نیاز به ادم جدید ندارم، اون های که دور منن هروز ادم جدید میشن!
بخوان‌از‌چشم‌های‌لالِ‌من‌امروز‌شعرم‌را ، که‌فردا‌اَزمنِ‌دیوانه‌دیوانی‌نمی‌ماند .
زندگی‌آنچنان‌آسان‌هم‌میگفتن‌نیست‌آدمی‌تحمل‌کن .‌
مدان از سخت جانی گر نمردم در فراق تو که جان از ناتوانی بر لب من دیر می‌آید
ما هیچ‌تر از هیچ پی هیچ دویدیم جز هیچ دراین پیچ دگر هیچ ندیدیم ..
چه می‌ماند پس از دیدار ، جز تکرار ‌ِ دلتنگی ؛
گمان میکردم شعر نجاتم می‌دهد ، اما همین قصیده‌ها غرق‌ـم کردند : )
غلط است هرکه گوید که به دل رهست دل را، دل من ز غصه خون شد ؛ دل او خبر ندارد.
سرانجام به ادبیات روی آوردم که پیوسته پناهگاه کسانی ست که نمی دانند سر پر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.