eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.5هزار دنبال‌کننده
161 عکس
18 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
گمان میکردم شعر نجاتم می‌دهد ، اما همین قصیده‌ها غرق‌ـم کردند : )
غلط است هرکه گوید که به دل رهست دل را، دل من ز غصه خون شد ؛ دل او خبر ندارد.
سرانجام به ادبیات روی آوردم که پیوسته پناهگاه کسانی ست که نمی دانند سر پر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
مرا به نرگسِ چشمت دچار خواهی کرد؛ خودت بگو که دلم را چکار خواهی کرد ..
کتاب‌ها باید تبر باشند برای دریای یخ زده درون ما. فرانتس_کافکا
غیر رویت هرچه بینم نور چشمم کم شود هر کسی را ره مده ای پردهٔ مژگان من!
“انگار آدم‌هایی که سقوط را تجربه می‌کنند و دوباره باز می‌گردند؛ کیفیت بسیار بالاتری از زندگی را ارائه می‌دهند”
چشم بستم بر تو تا شاید فراموشت کنم ، هرچه کمتر دیدمت ،شد اشتیاقم بیشتر ...