برایش شعر گفتم تا رقیبم پیش ِشاعرها ،
بگوید عاشقش او را هنرمندانه میخواهد .
من به پاییز ِتو دلبستم و پژمرده شدم ،
حیف یك بار تو درگیر ِخزانم نشدی !
شبیه شمع ِتنهایی که پای خویش میسوزد ،
دلم آغوش ِگرم و عشق ِیك پروانه میخواهد ..
,من هیچوقت احساس ناتوانی نمیکنم، مگر وقتی که دلتنگ تو میشوم.
ـ نزار قبانی
دیگر آدم قدیم نیستم انگار تازه متولد شدم و در این میان دیگه احساسم از دست دادم!
خاطرات خیلی عجیب هستند،
گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه میکردیم وگاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم!
«هاروکیموراکامی»