زنده ایم اما از این رنجی که نامش زندگیست'
غیر تکراری ملالآور،
چه باقی مانده است...؟
هرگز نخواهی فهمید
که مـن از غـــم نبودنت
به خیالِ بودنت پناه میبردم ..
دادهام دستم به عشقی که رها کرده مرا
ماندهام با کولهباری از غمش بی سرپناه
بههرحالاثرهمهچیزازبینخواهدرفت؛ همهچیز،بهجزاولینسلاموآخرینخداحافظی.
«خبر مثل صاعقه فروریخت؛ زخمی ماند که نه میشود باورش کرد، نه میشود از سنگینی داغش جان سالم به در برد...///
غمم را شرح خواهم داد اگر پیدا کنم گوشی
اگر پیدا کنم هم قدِ تنهاییم آغوشی؛
عشق را
در اوج غم ها
بیشتر فهمیده ام..
گر ز پا افتم فقط
یادت
نگهدار من است ...)))