از من آنچه باقی خواهد ماند، واژههایم هستند که آنها نیز بویِ شرقیِ غمگین زندگی میدهند.
'قربان مردمک های بی قرار چشمهایت بروم
قربان غم و شادی ات بروم؛
تو چ هستی ک جز با تو آرام نمیگیرم
حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست'
گر تو گرفتارم کنی،من با گرفتاری خوشم؛
داروی دردم گر تویی،در اوج بیماری خوشم