از من آدمی ساختند که همیشه احساس میکند باید برود؛ حتی در بهترین لحظاتش.
حرف بزنید، از اولش ، از همونجا که شروع میشه حرف بزنید.
نزارید جمع بشه و بزرگ بشه.
جمع که میشه به نقطه ای میرسید که نه میتونید از نقطه شروع بگید ، نه میتونید از وضعیت الانتون سر در بیارید.
در یک سکوت پر از خفگی فرو میرید.
یک سکوت که سراسر حرف خورده شده ست.
نشاط و شوق دارد خنده دارد گریه هم دارد
جهان بسیار در بسیار در بسیار ، غم دارد