برایش نوشتم دلتنگت هستم و بعد پاک کردم؛
میدانی؟
من دریافتهام که دلتنگی دلیل محکمی برای نزدیک شدن دوباره نیست .
خود را چنان زِ هجر تو گم کردهام که هست
مشکل تر از سراغِ توام جستوجویِ خویش
راستش مدت هاست که از فکرکردن به آرزوهای بزرگ منصرف شده ام، چیز های ساده ای میخواهم، خانه ای دنج و چوبی، آرامش شب، صدای باران، چای، تو در آغوشم و کتاب هایم .
چون همیشه از پس زندگی بر میآیی، فکر کردند هیچ رنجی تو را نمیآزارد و حال تو همیشه خوب است.
من بزرگ شده بودم و بدون اشک گریستن، بدون راه رفتن ترک کردن و بدون حرف زدن فهمیدن را، یاد گرفته بودم.