eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.6هزار دنبال‌کننده
160 عکس
18 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
برایش نوشتم دلتنگت هستم و بعد پاک کردم؛ می‌دانی؟ من دریافته‌ام که دلتنگی دلیل محکمی برای نزدیک شدن دوباره نیست .
هنوز هم هر نيمه‌شب تو را زندگى مى‌كنم .
‌خود را چنان زِ هجر تو گم کرده‌ام که هست ‌‌مشکل‌ تر از سراغِ توام جست‌وجویِ خویش
راستش مدت هاست که از فکر‌کردن به آرزوهای بزرگ منصرف شده ام، چیز های ساده ای‌ می‌خواهم، خانه ای دنج و چوبی، آرامش شب، صدای باران، چای، تو در آغوشم و کتاب هایم .
چون همیشه از پس زندگی بر می‌آیی، فکر کردند هیچ رنجی تو را نمی‌آزارد و حال تو همیشه خوب است.
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
من بزرگ شده بودم و بدون اشک گریستن، بدون راه رفتن ترک کردن و بدون حرف زدن فهمیدن را، یاد گرفته بودم.
شباهتِ من و دیوار‌های خانه، این است که هر دو به ناچار ایستاده‌ایم.