در پشتِ دیوارِ حیاطی شعر خواندی؟
دل کندل از یک خانه را دشوار دیدی؟
آیا تو هم با چشمِ باز و خیسِ از اشک
خوابِ کسی را روز و شب بیدار دیدی؟
راست میگفت
دلم میخواد بمیرم برم جایی که چشماتو ببینم
اینجا خیلی غریبم🥲🚶🏻♀
پذیرش بخش اعظمی از پخته شدنه، اگه ازم بپرسن بعد از پذیرش چی نشونه پختگیه میگم پافشاری نکردن روی هیچ چیز این دنیا.
دیروز وقتی کسی در حضور من، اسم تو را بلند گفت. طوری شدم که انگار گل رُزی از پنجرهٔ باز به اتاق پرت شده باشد...(:
یه وقتایی هست
نه گریه کردن آرومت میکنه
نه نفس عمیق ، نه یه لیوان آب سرد، نه داد زدن!
ﻳﻪ وقتایی هست ﻛﻪ ﻓﻘﻂ نیاز داری
برای همیشه نباشی ﻫﻤﻴن!
اکنون بنظر می رسد صبور تر شده ام؛ اما چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند.
خب
چجوری میشه فهمید ى نفر حال خرابه؟
وقتی پناه میبره ب گذشته ای ک همیشه ازش بد میگفته و بیزار بوده
[مهراب]
خیلی عوض شده ایم. دیگر تنها چیزی که از هم می دانیم این است که در قید حیاتیم.