eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.5هزار دنبال‌کننده
166 عکس
20 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
تو که خفته‌ای به راحت دل تو خبر ندارد که شب دراز هجران ز قفا سحر ندارد
یکی از پارادوکس‌ های زندگی این است که آدم‌ های اشتباه، همیشه درس‌ های درست را به تو می‌دهند.
ما به پایان رنج ها که نه؛به پایان خود می‌اندیشیم.
دل مرنجان که زِ هر دل به خدا راهی هست هرکه را هیچ به کف نیست، به دل آهی هست
دوباره کمی خودم را به دست آورده‌ام و اندک‌اندک کار می‌کنم؛ همان جریان پیاپی از هم پاشیدن و به خود آمدن.
و اما تمام جهان از حوصله‌ی ما خارج است.
چشم من چشم طُ را دید‌؛ولی دیده‌ نشد! من همانم‌ که پَسندید و پسندیده‌نشد:)️
گمان می‌کنم که من قهرمانی و تقدس را زیاد نمی‌پسندم. آنچه برایم جالب است انسان بودن است!
از یک جایی به بعد، سخت‌ترین کار جهان، باور کردن آدم‌هاست!
امروز که محتاج توام،جای تو خالیست فردا که می‌آیی به سراغم‌نفسی نیست...