eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.5هزار دنبال‌کننده
163 عکس
19 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
بپذیر که فقط رهگذر بود اون هیچ وقت نمیتونست خونه تو باشه.
از تموم چیزایی که به موقع اتفاق نمیوفتن خستم .
یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش بگذار که دل حل بکند مسئله‌ها را...!
پر حرف بودم؛ نوشتم و پاک کردم، سکوت کردم و دور شدم .
زمانه دوخت لبم را به ریسمانِ سکوت که عهد،عهدِ غم است و زمان،زمانِ سکوت..!
هدایت شده از  بدبختی‌ِشاعرانه
میدونید چی بیشتر من و شکست؟!اینکه به همه چیز توجه می‌کردم غیر از خودم.
چاره‌ای نیست، باید به زندگی بازگردم .
« هر چند که هرگز نرسیدم به وصالت عمری که حرام تو شد ای عشق! حلالت »
بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم، مبادا خسته شوی و بیمِ آن دارم که سکوت کنم مبادا گمان کنی که دیگر برایِ قلبم مهم نیستی!
« جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر »