اکنون بنظر می رسد صبور تر شده ام؛ اما چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند.
خب
چجوری میشه فهمید ى نفر حال خرابه؟
وقتی پناه میبره ب گذشته ای ک همیشه ازش بد میگفته و بیزار بوده
[مهراب]
خیلی عوض شده ایم. دیگر تنها چیزی که از هم می دانیم این است که در قید حیاتیم.
یکبار بِدَم روی غزل هُرم نفَس را
تا گل بدهد شاخهی سبز کلماتم
#اندراحوالات
چشم ِخود بستم كه دیگر چشم ِمستش ننگرم ،
ناگهان دل داد زد دیوانه من میبینمش .