eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.6هزار دنبال‌کننده
160 عکس
18 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
آمد🙂 کنج‌تنهایی‌مارابه‌خیالی‌خوش‌کرد...رفت/
‌فکر که درگیر باشه کل شهرم پیاده بری خسته نمیشی .
ارامشی که اینجا به ادم میده>>>>
خوشا‌آن‌روزکه‌ماغم‌خواری‌داشتیم...
یکبار بِدَم روی غزل هُرم نفَس را تا گل بدهد شاخه‌ی سبز کلماتم
چشم ِخود بستم كه دیگر چشم ِمستش ننگرم ، ناگهان دل داد زد دیوانه من میبینمش .
نداشتنت‌غم‌انگیزه،اما‌داشتنت‌هم‌دیگه‌شادی‌نمی‌آره!
بی‌تو‌این‌دیده‌کجامیل‌به‌دیدن‌دارد؟ قصه‌عشق‌مگربی‌تو‌شنیدن‌دارد؟
نظری‌کن‌که‌به‌جان‌آمدم‌ازدلتنگی گذری‌کن‌که‌خیالی‌شدم‌ازتنهایی
تهی بود ، خالی خالی ، هیچ چیز نمی‌توانست به اشتیاقش بیاورد ، دلش می‌خواست به اندازه سال‌های طولانی بخوابد ، خسته بود ، هیچ چیز به وجدش نمی آورد ، هیچ کس لبانش را به خنده وا نمی‌داشت ، به دنبال راه چاره‌ای بود ، به دنبال رهایی می‌گشت ، باید کاری می‌کرد  اما چه کار ، او تنهاتر از این حرف‌ها بود . !