eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.5هزار دنبال‌کننده
163 عکس
19 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی وقته این گذشته رو آوردم تو گذشته آینده ام!
نیست راهِ سومی، یا مرگ یا آغوشِ او حسِ خوبِ انتخابت را نمی‌فهمد کسی
سک‍‌وتِ م‍غ‍ز، ج‍ن‍ج‍الِ ق‍ل‍ب ؛ت‍ج‍م‍عِ ب‍غ‍ض..
خواب می‌بینی که می‌آید، ولی بی‌فایده‌است بازهم تعبیرِ خوابت را نمی‌فهمد کسی
‏درگیرباشید... ‏درگیردرس،کار،هنر،موسیقی،هرچیزی‌به‌جزانسان‌ها!
روبروی کوه می‌گویی که دلتنگی، ولی جز همین صخره جوابت را نمی‌فهمد کسی.
گام‌هایش‌آرام‌وبی‌اعتنابه‌نظرمی‌رسید، انگارکه‌دیگرشوقی‌برای‌رفتن‌ورسیدن‌درآنها نیست.
مگه میشه از عشق پا پس کشید؟ مگه میشه از بام عشقت پرید؟
ناراحت کننده بود اما زندگی جریان داشت.
تو تنها کسی هستی که می‌دونم میشه از چشات راز عشقو شنید.
حال‌من‌بی‌توبه‌سان‌یک‌آواره‌غمگین‌است...!
میشه با تو بود و برای ابد دل از یاد هرچی به جز تو بُرید.