پا برهنه سوی در رفتم که جانان است او
حیف شد جانان نبود اندر خیال آمده بود...
:)
از خودم متنفرم؛ از اینکه همیشه کم میارم، از اینکه نمیتونم مثل بقیه باشم. هر اشتباه کوچیکم تو ذهنم هزار بار بزرگتر میشه. کاش میتونستم از این حس رها شم، ولی انگار باهامه، مثل سایه.
هدایت شده از [ قُفلیــم | Gᴏғʟɪᴍ ]
Moein Z4_5978890631206934138.mp3
زمان:
حجم:
18.9M
♡︎|@Goflim|قُفلیْم
من نمیدونستم قراره آخرین باری باشه که موقع حرف زدن باهات لبخند میزنم، نمیدونستم اخرین باریه که فکر میکنم من با همهی آدمای دورت فرق دارم، نمیدونستم آخرین باریه ک اسممو انقد قشنگ صدا میکنی نمیدونستم آخرین باری بود که کنارت خوشحال ترین ورژن خودم بودم و یه عالمه نمیدونستم دیگه که تکرارشون شد یه حسرت.