واقعا کاش میشد ؛
ولی متاسفانه جو اطرافم یه طوریه که اگه تا چند روز آینده زنده بمونم باید خداروشکر کنم .
راستش انقد تو بدترین شرایط وانمود به خوب بودن کردم که خودمم یه وقتایی واقعا باورم میشه که خوبم .
مادر بزرگ همیشه میگفت: ننه خوشبختیتو هیچوقت جار نزن! نزار کسی بگه خوشبحالش، همین خوشبحالش گند میزنه به زندگیت!
ما زندگینمیکنیم ، فقط زنده ایم
صبح تا شب دستو پا میزنیم که فقط بتونیم
تو این فضایِ مسموم نفس بکشیم
بعد تو به من میگی درست میشه؟ غصه نخور؟
کیِ درست میشه؟ چرا غصه نخورم؟
امید؟ به چی امید داشته باشم؟
تو فقط یه دریچه نور بهم نشون بده
فقط یکی!!