تقریبا دوساعته مداوم دارم به خدا میگم
خدایا مغز منو خاموش کن من بتونم
کپه مرگمو بزارم، بزرگوار سین میکنه
ولی اجابت نمیکنه:/
حال اون بچه ای رو دارم که تو مدرسشون
فقط یه رفیق داشت
اونم از مدرسه رفته، الانم زنگ تفریحه
تکیه داده به دیوار حیاط بقیه رو عجیب نگاه میکنه ..
_ بعضی شبا واقعا احتیاج دارم که بشینم تو ماشین و یکی تا صبح رانندگی کنه وهیچوقت به مقصد نرسیم .
بعضی وقتا فکر میکنم وقت ترک کردن این دنیا رسیده ؛ شاید خدا بغلم کرد و خواست غم تو وجودمو ببوسه.