eitaa logo
دلبرکده
20.3هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
3هزار ویدیو
16 فایل
🏡💞دلبرکده یک کلبه مهربانی ست آموزش صفر تا صد برای هر چه که یک بانو، نیاز دارد💎 🌺روش های دلبری کردن ملکه از پادشاهِ خود برای داشتن یک زندگیِ سراسر عاشقانه💑 آیدی ارتباط: @admin_delbarkade 🚨تبادل، تبلیغات نداریم.
مشاهده در ایتا
دانلود
🤡 👇 👱‍♀من یه ماهه نامزدم. امسال عید رفتم خونه پدرشوهرم وقتی می‌خواستن بهم عیدی بدن؛ حس تشکر زیادم گل کرد و گفتم: «یه دنیا تشکر واقعا زحمت کشیدین اصلا قابل نداره!!!»😐😐 یعنی اینو که گفتم خشکم زد!😳 دیگه نفهمیدم چجور محل رو ترک کردم..🏃‍♀🙈😂 ⊱✿❥⊱━━ @delbarkade ━━⊱✿❥⊱
چند روز پیش صبح که از خواب بیدار شدیم شوهرم بهم میگه: «نگاه کن چشام کبود نشده!»🤨 منم گفتم: «نه! چطور چی شده؟»🤔 گفت نصفه شبی با آرنج زدی تو چشمم هر چی هم داد و بیداد کردم بیدار نشدی!!😳 من عوض عذر خواهی خندم گرفته بود...!😜 حالا ساعت ده صبح از سر کارش بهم پیام داده: «سلام پزشک قانونی هستم»😂😂😂😂😂 شبا خیلی اذیته از دست من! همیشه بیدارم میکنه میگه برو سرجای خودت بخواب! 🙈 @delbarkade 🍃🌟🍃🌟🍃🌟🍃🌟🍃
تازه ازدواج کرده بودیم؛ من و شوهرم هر دو دانشجو بودیم. کلاسم که تموم شد با بچه ها تو ایستگاه اتوبوس منتظر بودیم . یهو شوهرمو دیدم که داره میاد اونوقت یه رنو مشکی داشت.😍 خوشحال شدم از بچه ها خداحافظی کردم وهمه بهم غبطه میخوردن که خوش به حالت شوهرت اومده دنبالت.🙂 رفتم جلوتر که سوار بشم😌 حتی دستگیره در ماشین رو هم گرفتم. ولی اون یه دفعه پا گذاشت رو گاز و رفت!!!!😳 من😐 دوستام🤣. اونوقتا هم موبایل نبود که بزنگم بهش . بعدا که دیدمش😒 گفت من اصلا ندیدمت .😅 به خاطر دست انداز ماشینو سست کردم🤨 @delbarkade 🍃🌟🍃🌟🍃🌟🍃🌟🍃
☺️ مامان من در سن 14 سالگی ازدواج کردن یه روز بابام می‌ره کرفس میخره و میاره خونه تا مامانم برا نهار خورشت کرفس درست کنه. اون زمان ها مامانم اینا تو خونه خودشون کرفس نخورده بودن؛ مامان منم بلد نبوده درست کنه! 😄 بالاخره با خودش میگه چاره ای نیست و می‌شینه دست به کار میشه که کرفس‌ها را پاک کنه؛ ساقه ها رو میده به گوسفندهای همسایه و برگ‌های کرفس را خورشت می‌کنه 😅😆 بعد تازه خوشحالم بوده که خورشت کرفس درست کرده 😄 ظهر باباییم میاد و وقتی خورشت‌ها رو می‌بینه، از خنده از حال میره 🤣🤣 مامانمم اونجا گریه میکرده 😆 حالا این سوتی مامانم سوژه شده 😀 @delbarkade 🍃🌟🍃🌟🍃🌟🍃🌟🍃
یه بار همه‌ی خواهر و برادرها خونه پدرم جمع بودیم. دختر کوچیکم مدام اصرار می‌کرد که بغلش کنم! منم که حوصله نداشتم گفتم: «خوشم نمیاد کسی رو بغل کنم!...»🤷‍♀ اونم جلوی همه برگشت گفت:«پس چرا بابا رو همیشه بغل می‌کنی؟!!!»🤨 من😬 داداشام😏 دخترم😌 @delbarkade