eitaa logo
دِل گُفت!
98 دنبال‌کننده
62 عکس
13 ویدیو
1 فایل
گفته هایی از دِل که تبدیل به نوشته میشن! دلداده به عشق علی...
مشاهده در ایتا
دانلود
... شلمچه، میدانم که تو هم سخت دلتنگی، دلتنگ همان مجاهدانی که روزها یا زهرا گویان شیرازه‌ی لشکر دشمن را میسوزانند، و شب ها...امان از شب، که فقط خدا از دل شکسته ی آنان خبر داشت، و تو که شاهد ناله هایشان بودی، همان ناله هایی که دل عرش را به لرزه می‌انداخت. شلمچه تو شاهد اشک و مناجات کدام مرد خدا بودی؟ بگو چه داری که خاکت قبله گاه یاران خمینی شد؟ با من سخن بگو؛ تو قدمگاه کدامین انسانی؟ تو مدفن کدام یاری؟ از استخوان های سوخته بگو شلمچه، از خون گلگون کبوتران الهی، از نفس گرم حاج همت، بگو خون پاک کدام مجاهد فی سبیل الله خاکت را اینچنین مأوای جاماندگان کرده؟ با من سخن بگو، میدانم که تو هم سخت دلتنگی شلمچه، و بدان که راهست بین دل دوستان. ...
اوج استیصال اونجاست که شاعر میگه: برگرد که بر بهارمان می‌خندند یک عده به حال زارمان می‌خندند آنقدر نبودنت به طول انجامید دارند به انتظارمان می‌خندند این بقیه الله؟!
شعر مثل یه میانبر میمونه، برا اونایی که نمیتونن راحت حرف دلشونو بزنن...
حقوقی که از آن دم میزنید... چه عبارات پوچ و ابلهانه ای...!! .نود و سه. ویکتور هوگو
دِل گُفت!
ناگهان تمام ارکستر به صدا در می‌آیند... .چشم‌ هایش. بزرگ علوی
حقوقی که از آن دم میزنید... چه عبارات پوچ و ابلهانه ای...!! .نود و سه. ویکتور هوگو
... در داستان بعدی ام آن دخترک هشت ساله ای خواهم بود که بوسه بر گونه اش میزنی، که شاید آن بوسه‌ی بهشتی تلخی روزگار پیش رو را قابل تحمل تر کند؛ این شاید که گفتم از دل شکاک من است، و الا اهل یقین باور دیگری دارند... ...
باشه ولی دل ما برای شما تنگ میشه:)
مرا برگردان به آنجا به آن خاکریز هایت میدانی رفیق ؟ کاش از مفقودالاثر های قلبت بودم اینطوری تا ابد در آغوشت جا خشک کرده بودم! یا آن رفیقت ، چه میگفتند به او؟ بقیه به‌او میگوید طلائیه! ولی من مینامم سرزمین لشکر حمید .. من را بازهم در آغوش بگیر من میخواهم بمیرم حنجره ام را ببین ، دارد خفه میشود! رحم کن .