دلگویه♡
در حین ساخت مسجد گوهر شاد جوان بنایی عاشق گوهر شاد میشود ....
گوهر شاد یکی از زنان باحجاب بوده همیشه نقاب به صورت داشته و خیلی هم مذهبی بود. او می خواست در کنار حرم امام رضا علیه السلام مسجدى بنا کند .
به همه کارگران و معماران اعلام کرد دستمزد شما را دو برابر مى دهم ولى شرطش این است که فقط با وضو کار کنید و در حال کار با یکدیگر مجادله و بد زبانى نکنید و با احترام رفتار کنید. و اخلاق اسلامى و یاد خدا را رعایت کنید . او به کسانى که به وسیله حیوانات مصالح و بار به محل مسجد میآورند علاوه بر دستور قبلى گفت سر راه حیوانات آب و علوفه قرار دهید و این زبان بسته ها را نزنید و بگذارید هرجا که تشنه و گرسنه بودند آب و علف بخورند . بر آنها بار سنگین نزنید و آنها را اذیت نکنید . اما من مزد شما را دو برابر مى دهم ..
گوهرشاد هر روز به سرکشی کارگران به مسجد میرفت؛ روزى طبق معمول براى سرکشى کارها به محل مسجد رفت بود، در اثر باد مقنعه و حجاب او کمى کنار رفت و یک کارگر جوانى چهره او را دید ...
#دلگویه
@Delgooyeツ
اگه قراره برین دیگه انقدر خاطره نسازین که جایِ خالیتون بشه زخمِ عمیق !
#حق_مصاحبت_این_نبود
@Delgooyeツ
كار شاقى نكردهام
فقط به زانو درنیامدم
فقط تاریکی را از تکلم بیهودگی بازداشتهام.
دشوار نیست
شما هم بگویید نور!
بگویید امید! بگویید عشق!
#سیدعلی_صالحی
@Delgooyeツ
دلگویه♡
وَ اما غروب ... #عکاس: زهرا سادات #عکس: از شهر ری @Delgooyeツ
زهرایی
آسمان وقفِ نگاهت گل من !
مانده ام چشم به راهت گل من
هر کجا هستی و باشی گویم؛
که خدا پشت و پناهت گل من⚘
@Delgooyeツ