دلگویه♡
مرد چوپانم امروز.. تمام گوسفندان و خانه را به من سپرد دست بر شانه ی کوچک پسرم زد و گفت: "تو دیگر مر
مرد چوپانم رفت...
من ماندم و قاب عکسی که به دیوار دلم قاب شده،
دشت بی تاب شده..
گله ی بی آب شده..
کودک بیخواب شده..
"من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود"
تقدیم به همه ی پاکباختگان ره عشق
مردان دلاور سرزمینم آنان که جان و دل در راه حسین علیه السلام باختند و زنان دلباخته ای که بال و پر سوختند تا
ما زنده بمانیم ب عشق♡
مانا