eitaa logo
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲🕯
205 دنبال‌کننده
22 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲 | سرنوشت به قـلـم؛ 𝗡𝗶𝗸𝗮 | نیکا🥀 عاشقانه | درام | رازآلود دو غریبه، یک دیدار اتفاقی... "بعضی آدم‌ها اتفاقی وارد زندگی‌مان می‌شوند؛ اما ماندنشان، کارِ سرنوشت است..." Kod:𝟬𝟯𝟴📝 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 | 05/6/24🍷
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه ۳تا پارت بدی؟ اما عالیههههههه🩶 ~•~ دوتااا قربونت برم✨
هعی رمانت عالیست داداش💕 ~•~ بوسسس🎀
مگه میشه بد باشه🥹 ~•~ 🤍🫀🫂
خیلی خوبه🩷🎀 ~•~ 🤍🫂✨
ناناز🥹💕 ~•~ تویی🎀✨
چی میتونم بگم؟ 🙂😍🫂 ~•~ هرچی عشقت میکشه...🤓
بریم برای پارتاا؟‌؟
| «قولی که دلم نمی‌خواست بشکنه» عصر شده بود من آماده شده بودم که برگردم خونه جلوی در وایساده بودم و حامیم روبه‌روم بود. حامیم:نمیزاری که برسونت حداقل رسیدی خبر بده نیکا: شما خودتت کار دارییی ،باشه حتما حامیم: باشه باباا وقتی رسیدی زنگ بزن نیکا: باشه حامیم: و... نیکا: باز چی؟ 😂 حامیم: مواظب خودت باش لبخند زدم نیکا: تو هم حامیم؟ حامیم: هوم؟ نیکا: بازم ازت ممنونم حامیم: دوباره نگو ممنون نیکا: چرا؟ حامیم: چون تو چیزی نیستی که من یه روز پیدات کنم و یه روز از دستت بدم حامیم: تو آدمی هستی که انتخابت کردم نیکا: ... حامیم: و تا وقتی خودت بخوای کنارت می‌مونم چشمام پر شد حامیم: اِ... قرار بود امروز دیگه گریه نکنی نیکا: تقصیر توئه حامیم: بیا اینجا آروم بغ*لم کرد بعد خیلی آروم کنار گوشم گفت: حامیم: دوستت دارم نیکا: منم دوستت دارم حامیم: حالا برو قبل از اینکه دوباره دلم نخواد ولت کنم خندیدم نیکا: باشه ازش فاصله گرفتم و رفتم سمت اسنپ که رسیده بود قبل از سوار شدن برگشتم نیکا: حامیم؟ حامیم: جان؟ نیکا: قولمون یادت نره حامیم: کدوم قول؟ نیکا: اینکه هر وقت هرچی شد کنارم باشی لبخند زد حامیم: هیچ‌وقت یادم نمی‌ره در ماشین بسته شد و من با یه حس عجیب برگشتم خونه؛... •|don't copy|• به قلم:نیکا🤍
| «فقط کنارم بمون» 🌙 شب شده بود تازه از حموم اومده بودم و موهام هنوز خیس بود که گوشیم زنگ خورد حامیم بود نیکا: الو؟ حامیم: رسیدی؟ نیکا: آره حامیم: خوبه چند ثانیه سکوت کرد حامیم: می‌تونم ببینمت؟ نیکا: الان؟ حامیم: آره نیکا: چی شده؟ حامیم: هیچی فقط دلم برات تنگ شده نیکا:باشه باشه الان آماده میشم میام موهامو خشک کردم تیشرت سفیدمو پوشیدم با یه شلوار لی آبی استایلمو کامل کردم اکسسوری هامو پوشیدم نیم ساعت بعد حامیم زنگ زد که جلوی خونم منتظرمه وقتی سوار ماشین شدم لبخند کوتاه زد حامیم:چقدر خوشکل شدی شماااا😭 نیکا:مرسییییی🎀 حامیم:بریم؟ نیکا:کجا؟ حامیم:یه دور بزنیم نیکا:اوهوم بریم چند دقیقه بعد دستش رو از روی فرمون برداشت و آروم گذاشت روی دستم انگشتاش بین انگشتام قفل شد منم دستشو فشار دادم بعد از چند دقیقه ماشین پشت چراغ قرمز توقف کرد نفس عمیقی کشید و سرشو آروم آورد و روی شونه‌م گذاشت دستم رو دور شونه‌ش حلقه کردم حامیم دستمو بالا اورد و روی قلبش گذاشت نیکا: (لبخندی زدم) تند می‌زنه لبخند زد حامیم: بخاطر توعه سرمو به سرش تکیه دادم و اون چند دقیقه برام بهترین حس هارو داشت... •|Don't copy|• به قلم؛نیکا🤍
پآرت پنجاهم و پنجاه و یکم رمآن《🕯𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲/سرنوشت 》 تقدیم نگآه قشنگتون شد رد احساستون رو زیر این پارت ها جا بزارید... با شوق میخونمش؛🤍 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uv4skw3&btn=هرچی.دوست.داری.بگو...:)✨️
عاالیههههه✨✨🎀🎀✨😭😭🎀😭😭😭🎀😭 پارت ها سرشار از گییلیلیلیل🥲
گوگولیییییییی لیللیلیلیللیلییی گیلی گیلی شدم دخترر😭✨