پارت نمیدی؟؟
~•~
حمایت ها خیلی کمه وگرنه پارت ها امادست...
https://eitaa.com/Destiny_NA/697
#ناشناس
#part63 | «سعاد، زیادی غیرتیای!» 😂❤️
صبح روز بعد من و سعاد داشتیم وسایل آخرشو میچیدیم که زنگ در خورد
سعاد: کیه؟
نیکا: احتمالاً حامیمه
سعاد: از کجا میدونی؟
نیکا: چون گفته بود میاد
در رو باز کردم
حامیم با چندتا کیسه توی دستش وایساده بود
حامیم: سلاممم خانوم خودمم
نیکا: سلام عشقم
حامیم اومد داخل و قبل از اینکه چیزی بگه آروم پیشونیمو بوس*ید
سعاد: اِ اِ... صبح اول وقت شروع شد؟ 😂
حامیم: چیه؟ دلم براش تنگ شده
نیکا: دیشب دیدیم همو😂
حامیم: خب؟ باز دلم تنگ شده
سعاد: وای خدا...
حامیم کیسهها رو گذاشت روی میز
حامیم: برات صبحونه گرفتم
نیکا: برای من؟
حامیم: آره قربونت برم برای تو
سعاد: برای من چی؟
حامیم: تو خودت بلدی سفارش بدی😂
سعاد: عجب!
زدم زیر خنده
حامیم همینطور که در ظرف هارو باز میکرد گفت
حامیم: بخور عزیزم تو صبحونه نمیخوری بعد تا ظهر سر درد میگیری
نیکا: باشهه
سعاد: اینقدر قربون صدقهش نرو لوسش میکنی
حامیم: دیر گفتی همین الانشم لوسه✨😂
نیکا: 😭😂
سعاد: من از همین الان بگم حواست باشه رو رفیقم حساسماا
حامیم: عهه چرا اقیقا؟
سعاد: چون این دختر مثل خواهرمه کسی اذیتش کنه با من طرفه
با ناز و عشوه موهامو پشت گوشم زدم
حامیم خندید
حامیم: خب پس خیالم راحته
سعاد: ولی خودتم اگه اذیتش کنی با من طرفی
حامیم: من؟!
نیکا: آره حواست باشه 😂
حامیم منو نگاه کرد و لبخند زد
حامیم: آخه مگه من دلم میاد تورو اذیت کنم کوچولو؟(با انگشتم روی بینیش ط
زدم)
سعاد: خب این جواب مورد پسندم بود😂
---
چند ساعت بعد همه دوباره دور هم جمع شدیم
شروین: خببب همخونهها چطورن؟
سعاد: عالی
کیوان: نیکا اذیتت نکرده؟
سعاد: نه
نیکا: من به این مظلومی،به این خوبی😌
حامیم: آره خیلیم خوبه
البته یه کم شیطونه
نیکا: خودت عاشق همین شیطونیهامی
حامیم: اوهوم خیلی
مهراد: بچهها من دیگه واقعاً تحمل ندارم😂
شروین: ولشون کن بذار عشقشونو بکنن.
حامیم: مگه بده؟
کیوان: نه داداش فقط ما هم آدمیم😂
همه خندیدن
حامیم نزدیکم شد و خیلی طبیعی دستشو دورم حلقه کرد
سعاد از اون طرف نگامون کرد و لبخند زد
حامیم با خنده دم گوشم گفت:
حامیم: ببین چقدر دوست داری اون خانومو
نیکا: حسودی میکنی؟ 😂
حامیم: به سعاد؟ نه
نیکا:بااشه🤣
با خنده ادامه داد
حامیم: اره اره به هرکسی که تو دوسش داشته باشی حسودی میکنم
من خندیدم و سرمو به شونهش تکیه دادم...
•|Don't copy|•
به قلم:نیکا🤍