رویم سیه کز سادگی، شرمنده کردم دوست را
او تیغ پنهان زد بهدل، من زخم رسوا دوختم!
"من"
درختی خسته ام
"تو"
از تبار تیشه ای
حاصل پیوند ما
هیزم برای کوره هاست...
|#مهتاب_بهشتی|
پا کشیدن مشکل است از خاکِ دامنگیر عشق
هر که را چون سرو ، این جا پای در گِل ماند ،ماند؛
|#صائب_تبریزی|
- آینه آفتاب ؛
بازآ ک در فراق تُ چشم امیدوار چون گوشِ روزه دار بر الله ُاکبر است .
در نمازم چون رسیدم به صراط المستقیم
جان و دل فریاد میزد چشمِ یار است آن صراط . .
- حسین شفیعزادہ
هدایت شده از موقعیتمَهدی|GΛZΛ🇵🇸
کسی که داره براتون یه موضوعی رو توضیح میده و سعی میکنه قانع بشین نه ازت میترسه نه عقده تایید شدن داره...
فقط دوستون داره:))
خواستم از عشق بگویم , که تو گفتی خفه شو..
یک شعوری , ادبی , چاشنی دلبری ات میکردی😐
پیش "عقل" از ستمِ عشق شکایت کردم
به یهودی، گِله از ظلمِ "مسلمان"، بردم !
شرم بوده است و یا شوق؟ نمیدانم شیخ!
دکمه اى باز شد و سر به گریبان بردم !
ابرم و رحمت من موجب زحمت شده است
سیل افتاده به هر نقطه که باران بردم
شهر پاى تو زبان ریخت و من سر دادم
دیگران زیره و من چشم به کرمان بردم !
| #حسین_زحمتکش |
هدایت شده از محبین
حاول ان تحب أحزانك،
لعلها ترحل كما رحل كل شي أحببته
تلاش کن اندوهت را دوست بداری؛
شاید برود. بهرسم تمام چیزهایی
که دوست داشتی و رفتند.
@ir_mohebin