- آینه آفتاب ؛
خوبی؟ دلم گرفته! چرا ساکتی عزیز؟ دلبستگیِ پنجرهها را به هم بریز با حرفهات زلزله باش و عذاب کن
طولانیه اما ارزش خوندنو داره.
- آینه آفتاب ؛
《''دیدار رخ یار کجا ، چشم گنه کار کجا''》
باشدکہناگَهۍ ، نِگَهـۍهمبہماکند.....!
تو زبانِ فرانسه،
کلمهای هست بهنامِ «Le tasian»، به معنای حجم زیادی از غم و اندوه؛
درحدی که مغز پاسخ منطقی برای کنترل شرایط نداره و قلب، از شدت اندوهِ زیاد، احساسات درستی ارائه نمیده.
آدمایی که باعث میشن این تعریف رو تجربه کنید، لایق موندن تو زندگیتون نیستن.
هدایت شده از هیچ²
نه میتوانیم بمیریم، نه میتوانیم زندگی کنیم. نه میتوانیم همدیگر را ببینیم، نه میتوانیم همدیگر را ترک کنیم.
به تنگنای عجیبی افتاده ایم.
او از مرگ نمیهراسد، اما دلهرهاش از زندگی او را آزار میدهد، چرا که در بارهاش هیچ نمیداند.
نه در عمیقترین خوابها،
نه در حال هذیان،
نه در حال بیهوشی،
نه در مرگ،
نه حتی در درون گور،
باز همهچیز از میان نمیرود،
زیرا اگر جز این بود؛ ابدیت برای انسان وجود نداشت.
-ادگار آلن پو