eitaa logo
- آینه آفتاب ؛
937 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد!
چشم‌هایت پر از عاشقانه‌های پاییز است؛ نگاهم که می‌کنی خشکم می‌زند زرد می‌شوم می‌ریزم...
من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود! کوزه ای بودم که سنگی بی خبر حقم نبود! باغبان ، هیزم شکن را محرم خود کرده است سبز بودم، سردی دست تبر حقم نبود! چوب دیوار خودم را میخورم، تکلیف چیست؟ غرق در محدوده ای بودم که در حقم نبود! مثل ماهی ها به آب خوش خیالی میزدم خام بودم؛ صید ماه غوطه ور حقم نبود ! هرکسی سهم خودش را میبرد از باغ عشق سرو رعنا بودم و ترک ثمر حقم نبود
-
هدایت شده از هیچ²
مرامی یه دو نفر میدید هیچ؟
تو یه فیلمی یه‌ دیالوگی بود که میگفت: «من کنارِ تو، یه آدمِ دیگه‌ام؛ آدمی شبیه‌تر به خودم» و آدمیزاد، چقد عمرشو تلف میکنه تا بفهمه همین کافیه که یکیو پیدا کنه تا کنارش، نزدیک‌ترین نسخه به خودِ واقعیش باشه..
با حال و هوای سرد "آبان" چه کنم؟! با خش‌خش برگ در خیابان چه کنم؟! من ماندم و چتر و یک بغل دلتنگی با حال گرفته زیر باران چه کنم؟!
هدایت شده از - به‌آبـۍ‌ترین‌حالت‌ممـکن ..
این پیام رو فور بزنید تا من بگم وایب چه کلاهی رو ازتون میگیرم دافا 🗿✨
وقتی عکس جدید براتون می فرسته بجای تعریفای تکراری، مثل‌ شهریار بهش بگید: "در تماشای تو قانع نشوم من به دو چشم همه چشمان جهان گو به سرم بشتابند.." پ.ن: ذوقش تضمینیه.
•• . تو به من خندیدی!! و نمی‌دانستی من به چه دلهره از باغچه‌ی همسایه سیب را دزدیدم باغبانی از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی.... هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گامِ تو، تکرارکنان می‌دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا باغچه‌ی کوچک ما سیب نداشت..؟ -حمید مصدق