کانالت خیلی خوبه قشنگ حرف دلمه 🙂✨
_دست ادمین جدیدمون درد نکنه^^
وای قصه هاتون خیلی قشنگه:) از این قصه ها خیلی بزارید خیلی دوستشون دارم:) واقعا میگم خیلی قشنگیه:)
-سلیقه زهراخانومه دیگه🌝🤝
دکتر اعصاب
تجویزش غزل هاۍ من است !
پس تو هر شش ساعتۍ یکبار
شعرم را بخوان .🚶🏿♂
-کیهانمحمدۍ
- آینه آفتاب ؛
طبق معمول، شاید یه شروع دوباره...
چنل موورد علاقه من سلام دوباره🌚
در فرودگاه با تو خداحافظی میکنم
و چهرهات در ناپیدا گم میشود
رایحهی دلتنگیام منتشر میشود
و مردم در سالن انتظار
رایحهی عجیبی میشنوند
رایحهی زنی دلسوخته را!
#سعاد_الصباح
هر ساعتم اندرون بجوشد خون را
واگاهی نیست مردم بیرون را
الا مگر آنکه روی لیلی دیدست
داند که چه درد میکشد مجنون را؟
"خودت رو دوست داری؟!"
نمی دونم چرا ولی این اولین سوالی بود که ازم پرسید.
بهش نگاه کردم و زدم زیر خنده،گفتم اصلا مگه میشه کسی خودشو دوست نداشته باشه...
گفت آره میشه...زل زد تو چشامو تعریف کرد:
"چند سال پیش یکی که دوسش داشتم همین سوال رو ازم پرسید. منم اولش خندیدم ولی هوا که تاریک شد، تو سکوت و تنهایی شب این سوال خوره ی جونم شد. خیلی چیزا از جلو چشمم گذشت، خیلی فکرا تو سرم چرخید. یادم اومد چقدر واسه خودم کم وقت گذاشتم و با خودم غریبه ام، چه جاهایی از حقم کوتاه اومدم. راستش من تا اون روز هیچوقت برای خودم هدیه نخریده بودم، هیچوقت جلو آینه یک دل سیر خودم رو ندیده بودم، حتی خیلی وقتا پشت خودم رو خالی کرده بودم...اینا فقط یه معنی داشت؛ اینکه من خودمو دوست نداشتم...شاید برای این بود که خیلی حواسم پرت زندگیم بود، اونقدر که خودم فراموش شده بودم... "
حرفاش که تموم شد بهش گفتم چرا این سوالو ازم پرسیدی؟
گفت چون کسی که خودش رو دوست نداره نمی تونه یکی دیگه رو دوست داشته باشه...
می خوام یه بار دیگه ازت بپرسم "خودت رو دوست داری؟!"
بهش نگاه کردم ولی این بار نخندیدم...
| حسین حائریان |
آن کلمهی دردناک را گفت
ساکت شدم
از اتاق بیرون رفتم
سهسال بعد
برگشتم
مهمانها رفته بودند
کلمه
آنجا بود
| سارا محمدی اردهالی |