eitaa logo
دیوانِ لعیا.
1.3هزار دنبال‌کننده
365 عکس
67 ویدیو
15 فایل
'به نام خدا' من لعیام و اینجا دیوانِ لعیاست. این‌بار، من در کنار تو می‌خونم، یاد می‌گیرم و می‌نویسم. مهمانِ خانه‌ی در مسیر افتاده‌ام میشی؟
مشاهده در ایتا
دانلود
به نامِ خدا
دیوانِ لعیا.
֙⋆ #روز_دختر #رهبر_شهید | پدر شهید و دخترهایش
می‌گویند تا از دست ندهی، قدر نمی‌دانی و تا بخواهی به خودت بجنبی، دیر است. حالا که دیر است، می‌خواهم قدر بدانم و بنویسم. شما که نمی‌خواهی نگاه نکنی، می‌خواهی؟ با خودم فکر می‌کردم زمانی که شما مرا از دخترانت‌ می‌دانستی، کجا سیر می‌کردم که حالا برای داشتن آن ناز‌ خریدن‌های پدرانه و سر کج کردن‌های دخترانه، با دل دادن به اینکه آقا می‌خواهد مرا ببوسد، دعایی برایم کند و با هدیه‌ای خوشحالم کند، دارم گریه می‌کنم. از آن حسرت‌ها که گذشتیم، اما الان آنقدر قد کشیده‌ام و بزرگ شده‌ام که خاطره‌ی همان یک بار دیدار، همان که آنقدر کوچک بودم که باید روی پنجه‌های پاهایم می‌ایستادم تا بتوانم چند لحظه‌ای قامتت را ببینم، حالا، برایم‌ عین النگوهای‌ نویی‌ست که در دست می‌چرخانم، جلینگ‌ جلینگ‌شان را در می‌آورم تا بگویم:" پدرم برایم خریده است." بله آقاجانم، پدرِ شهید عزیزم. آن یک باری که شمارا دیدم، برایم هدیه‌ بود و این هزارمین‌ باری که با یادت گریه کردم، نشانه است. که حقیقتا من تا عمر دارم، دل‌تنگ باز دیدن شما و شنیدنِ صدای زنده‌ی شما خواهم بود. و بله ای مردِ خدا، همان روز اول قول دادم دخترِ این انقلاب باشم و امروز که تبریک‌های روز دختر را می‌شنیدم، می‌دانستم شما هم تبریک می‌گویی و این دانستن از شنیدن برایم‌ شیرین‌تر آمد. [ ین تلخیِ اشک‌ها، گهگاهی چیره می‌شوند بر شیرینی یادت‌، اما ته دلم می‌دانم کدام هست که گرامی‌اش می‌دارم. ] آقای عزیزم، شما روز دختر را بر من تبریک می‌گفتی و من امروز ولادت شمارا جشن می‌گیرم. پدر مهربانم، تو مرا مهمانِ بیتِ رهبری کردی و من حالا قرآن‌‌ را برایت به آسمان می‌فرستم. و رهبر عزیزم، تو راه را نشان دادی و من که باشم که سرپیچی کنم؟ رفته‌ای، اما -هنوز هم- جانم به فدایت؛ تا زمانی که گیسوانم ملافه‌ای شوند برای زیرِ پیکر بی‌جانم و تا لحظه‌ای که قبر مرا در خود بکشد تا بال بگیرم و به دیدار شما و اولیای‌ خدا بیایم، در مسیر تو هستم. تولدت مبارک. ֙⋆ | برای پدرم 🏠‧₊˚@DivaneLaiya
هم‌اکنون، تجمع دخترانِ جان‌فدا در قم.
دیوانِ لعیا.
هم‌اکنون، تجمع دخترانِ جان‌فدا در قم.
من زودتر از دخترا‌ راه افتادم و رسیدم جمکران. به محض ورودم یه خانواده رو دیدم که دارن عکس می‌گیرن و خانومه بهم گفت:" اولین جان‌فدایی که رسید، میشه با پرچمت‌ عکس بگیریم؟" و خلاصه این تقدیم پرچم و جمله‌ی خانومه و این زیبایی مسجد آقامون، همه و همه، امروز رو به یاد موندنی کردن. اینکه جان‌فدای ایرانم‌ و ان‌شاالله، پرچم‌دار اسلام.
⚘️.
هدایت شده از رادیویِ کوچكِ زوزه.
رادیویِ کوچكِ زوزه. InShoانverter.mp3
زمان: حجم: 4.7M
🪴 ذهنِ زیبای لعیا حنجره‌ی آشفته‌ی محو و تدوین‌گریِ محو و تا ابد [ جبران نمی‌شوی، حتی به گریه‌های عمیق. ]
یکی ازم پرسید:" به نظرت ممکنه آدم دوبار عاشق شه؟" و من گفتم:" نمی‌دونم." یکیِ دیگری پرسید:" به نظرت هیچ‌وقت می‌فهمم چه کاری رو دوست دارم؟" و من گفتم:" نمی‌دونم." و یکیِ دیگرِ دیگری‌ هم پرسید:" به نظرت-" "نمی‌دونم." ولی یک چیزی هست که می‌دونم اونم دلیل این همه ندونستنه‌: به اندازه‌ی کافی زندگی نکردن شاید تو هنوز فرصتِ دوباره‌ عاشق شدن رو پیدا نکردی شاید تو هنوز با کاری که عاشقشی رو به رو نشدی شاید- و البته شاید نشه دوباره‌ عاشق شد شاید کسایی باشن که هیچ‌وقت نفهمن چه کاری رو دوست دارن شاید- درسِ زندگی با لعیا امروز اینطور تموم میشه که:" تا وقتی دوباره عاشق نشی، نمی‌فهمی‌. تا وقتی بیشتر کار نکنی متوجه نمیشی و تا وقتی به اندازه‌ی کافی زندگی نکنی، قرار نیست جواب سوال‌هات رو بگیری." حالا بهم بگو ببینم، چقدر حاضری برای گرفتن پاسخِ سوال‌هات ریسک کنی؟ ֙⋆ | به اندازه‌ی کافی زندگی کردن
دیوانِ لعیا.
یکی ازم پرسید:" به نظرت ممکنه آدم دوبار عاشق شه؟" و من گفتم:" نمی‌دونم." یکیِ دیگری پرسید:" به نظرت
مثلا من بعد از این چند ماه فهمیدم عاشق بچه‌هام، ولی دوست ندارم معلمشون‌ باشم‌. پاپیون زدن به زخم‌هاشون رو دوست دارم، ولی مجبور کردنشون‌ به نوشتن رو نه.
کانال بله‌ی «دیوانِ لعیا.» رو حمایت می‌کنید؟ https://ble.ir/DivaneLaiya
وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ. ؛ و اگر مرا به آتشم اندرسازی، به دوزخیان گویم که: منم دوستدار تو!