eitaa logo
دیوانِ لعیا.
1.3هزار دنبال‌کننده
373 عکس
67 ویدیو
15 فایل
'به نام خدا' من لعیام و اینجا دیوانِ لعیاست. این‌بار، من در کنار تو می‌خونم، یاد می‌گیرم و می‌نویسم. مهمانِ خانه‌ی در مسیر افتاده‌ام میشی؟
مشاهده در ایتا
دانلود
یه لحظه دقت کن: تا حالا تو نمازت‌ به نفس افتادی؟
همون که شهید کاظمی می‌گفت : - برای خوشایند هیچ کس جهنم نروید.
دیوانِ لعیا.
یه لحظه دقت کن: تا حالا تو نمازت‌ به نفس افتادی؟
بهم بگو: نمازت‌ رو وقتی برق‌ها رفت شکستی؛ حین نماز، ترسیدی؟
داشتم جلوی آینه روسریم‌ رو می‌بستم که نگاهم رفت به گوشه‌ای، همونجا ثابت شد تا بتونم دقیق به موسیقی‌ای که پخش می‌شد گوش کنم:" ببین مادر ببین مادر ببین مادر زمستونه ببین احوالمو که مثل موی تو پریشونه واسم رخت عزا تن کن همینجا شمع روشن کن که امشب حال من عین شب شام غریبونه حدیثی آیه ای چیزی بخون مادر پریشونم پریشونم که اینجایی و از چشم تو پنهونم بغل وا کن واسه پروانه های پیرهنم شاید بتونم تیکه هامو توی آغوشت بچسبونم یه جوری گریه کن دنیا بفهمه مادرم اینجاست تو میدونی فقط که پلک های آخرم اینجاست صدای گریه هاتو میشنوم دستاتو میبینم بهم نزدیک شو نزدیک سنجاق سرم اینجاست جهان دیوونه ای بی دردسر میخواست من بودم که اهل سوختن بودم که اهل ساختن بودم دلم میخواست از این لحظه های بی وزنی به آغوش تو برگردم اگرچه بی بدن بودم... ببین مادر ببین مادر ببین مادر زمستونه ببین احوالمو که مثل موی تو پریشونه واسم رخت عزا تن کن همینجا شمع روشن کن که امشب حال من عین شب شام غریبونه." و وقتی دوباره به خودم نگاه کردم، شال‌ باز و صورت سرخ و چشم‌های عزا گرفته‌ام بهم نگاه می‌کرد.