eitaa logo
دیوانِ لعیا.
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
68 ویدیو
16 فایل
'به نام خدا' من لعیام و اینجا دیوانِ لعیاست. این‌بار، من در کنار تو می‌خونم، یاد می‌گیرم و می‌نویسم. مهمانِ خانه‌ی در مسیر افتاده‌ام میشی؟
مشاهده در ایتا
دانلود
عرفه فرصت‌ خوبیست به چشم تو بیایم. 🏠‧₊˚@DivaneLaiya
بهش گفتم:" لازم نیست کاری کنی، همین‌که حضور داشته باشی کافیه." من مهر ورزیدم و این رو گفتم. داد زدم و این رو گفتم. گریه کردم و این رو گفتم. اما نشنیده گرفت. یک نفری اومد و گفت:" درکش کن. از دست رفتن پدر و مادر کم دردی نیست. تو برای مهمانی‌ای که قراره برات خاطره‌های شادی بسازه مضطربی، اون ترس روزی رو داره که باید سایه‌های بالای سرش رو توی قبر بذاره." من هم باشه‌ای گفتم و به خونه برگشتم‌‌. حالا که نمی‌شد از بقیه عصبانی بود، طبق عادتِ آدم‌های بد، یاد خدا افتادم تا ازش شکایت کنم. گفتم الان نمازی که عقب انداختم رو پای چادر سیاهی که روی صورتم کشیدم می‌خونم. جا نماز پهن نمی‌کنم و تو رکعت اول طارق نمی‌خونم تا... نتونستم ادامه بدم. تا چی؟ ادامه ندادن اون جمله‌ی دل‌پاره‌ کن همانا، چادر رنگی برداشتن، روسری سر کردن و جانماز انداختن هم همانا. نمازم رو بستم و جای اشک‌های خشک‌ شده‌م، اشک‌های دیگه‌ای ریختم تا اون‌هارو بشورن‌. [ من اشک ریختم برای چی خدای عزیزم؟ مگه من قبلا از کسی چیزی خواسته بودم؟ هر هدیه‌ای، هر لبخندی و هر لطفی رو سپاس نگفتم مگر اینکه تورو تصور کردم که مقابل منی. لحظه‌ لحظه‌های تنهایی‌هام، زیر میز، توی اتوبوس و پشت در، تو بودی که غصه‌هام رو شکوفه‌ کردی و سینه‌ی سنگین من رو گلستان کردی. من حضور کی رو التماس می‌کردم؟ من کافی بودن کی رو طلب کردم؟ من اشک برای کی و چی ریختم؟ من چیکار کردم که امشب، تورو نداشتم؟ اوه عزیزم، عزیزترینم، تنها عزیزم، من فقط تورو می‌خوام که باشی. فقط تویی که حضورت کافیه. فقط تویی که اشک‌هام براش می‌تابه. فقط تویی که من رو اینطور می‌بینی. فقط تو هستی. من رو ببخش، به من برگرد و بذار من بهت برگردم. این یک شب بی‌ تو بودن، هیچ دوست داشتنی نبود. بوییدن این گلبرگ‌های خشک، بی اینکه عطرِ تو کام من رو بوسیده باشه، لطفی نداره. ] ֙⋆ | سینه‌ی پر شکوفه