مثل هر شب که سنگین بود، امشب هم سنگینی کرد غم پروانههایِ میناب. اما نمیدونم چیشد که اینطور بهم ریختم. اینطور خواب به چشمم نیومد و اینطور آرزو کردم که ای کاش مادر بودم تا بهتر میفهمیدم.
دیوانِ لعیا.
اولین گیم لعیا تموم شد [ Devotion ]
دومین گیمِ لعیا تموم شد [ Ghost Of Tsushima ]
دیوانِ لعیا.
🍁.
Lord Shimura:"The Path Ahead May Take A Lifetime. But I Will Walk It With You. Always."
֙⋆ #GameExp | Ghost Of Tsushima
(What does honour mean to you?)
Jin Sakai:"I guess… Protecting people. The ones who can’t fight for themselves."
֙⋆ #GameExp | Ghost Of Tsushima
دیوانِ لعیا.
֙⋆ #GameExp | Ghost Of Tsushima
حالا دیگه مطمئنم Spare انتخاب درستیه.
[ رها کردنش و بخشیدنِ جونش بهش ]
من وقتی این دو گزینه برام اومد، چند دقیقه عقب نشستم تا درست فکر کنم.
لورد شیمورا ازم خواست بکشمش چون اگه این کار رو نمیکردم، توهینی به هویتش بود. اون یه سامورایی بود و در مبارزهش با جین باخته بود. طبق سنت ساموراییها، جین، باید میکشتش.
اما یه نگاه انداختم به جین؛ کسی که آروم آروم از ساموراییها فاصله گرفت، چون فهمید نجات دادن مردمش -که بزرگترین خواستهاش در زندگیه- با پایبندی به سنت ساموراییها شدنی نیست.
جین وقتی شروع کرد به شبیخون زدن، از پشت سر شمشیر کشیدن و سم ریختن تو نوشیدنی مغولها، تمامی اون لحظهها، براش سخت بود.
اون تمام کودکیش آموزش دید تا سامورایی شه و حالا که دوراهیهای سرنوشتساز جلوش بودن، فهمید سامورایی بودن جواب نیست و تبدیل به Ghost شد.
من تمام از خودگذشتگیهای جین و خلاف جهت شنا کردنهاش رو ندیدم که توی همچین موقعیتی دوباره به سنت ساموراییها دامن بزنم.
انتخاب کردم که جین از شیمورا بگذره،
چون زنده موندن اون میتونست کمکی باشه.
شیمورا باید شاهد تصمیم نهایی جین میبود و با زنده گذاشتنش این رو بهش فهموند که راهم رو انتخاب کردم.( نگید از غرور جین بود، نه. اون میخواست ثابتقدمیش رو به عموش نشون بده.)
جین از مکتب سامورایی دل کند، چون با هدفش همخوانی نداشت.
پس لورد شیمورا زنده موند
و جین -Ghost- آوارهی سرزمین خودش شد.
جین یک شیمورا نبود؛ اون ساکای بود.
به همین خاطر، اون، قطعا این انتخاب رو میکرد.
֙⋆ #دربارهیبازیها | Ghost Of Tsushima