دیوانِ لعیا.
"بردی منو تا ببینم میتونم
اینو من یادم نمیره
چی ساختیم از چیزی که بودم"
دیوانِ لعیا.
نفس بکش.
اگه بیداری، یک لحظه حواست رو به خودت بده و نفس بکش. هر طور که خودت انجامش میدی؛ بلند، سنگین، سریع، کوتاه. نفس بکش.
۱.
مادر بودن " روحی که در رحمی پاک و پر نور بر جسمش دمیده میشد."
پدر بودن " پدر شدن، آن حقیقتی است که فرصت تجلی رؤیت خویشتن در چشمانی دیگر را به انسان میبخشد."
والد بودن "بازیهای کودکانهاش، چون برق، تبدیل به درنگهای حکیمانه در مَدرسها و مجامع علمی تبریز شد."
֙⋆ #ازکتابها | کهکشان نیستی
هنگامی که تاریکی شب او را پوشانید، ستارهای مشاهده کرد، گفت: «این خدای من است؟» امّا هنگامی که غروب کرد، گفت: « من غروبکنندگان را دوست ندارم!»
֙⋆ #قرآن | انعام، آیه هفتاد و شش
دیوانِ لعیا.
۱. مادر بودن " روحی که در رحمی پاک و پر نور بر جسمش دمیده میشد." پدر بودن " پدر شدن، آن حقیقتی است
۲.
هیچ حواست به خودت هست؟ " سید حسین، ساعتی از شبانه روز را برای تفکر در احوال خویشتن کنار بگذار."
درس اول " روح، راکب بدن و سوار بر آن است. اگر در این دنیا میخواهی روح را به مقصر برسانی، باید بدن را تیمار کنی تا زمینگیر نشود و تو را از راه بازندارد.
֙⋆ #ازکتابها | کهکشان نیستی
دیوانِ لعیا.
۲. هیچ حواست به خودت هست؟ " سید حسین، ساعتی از شبانه روز را برای تفکر در احوال خویشتن کنار بگذار."
۳.
" چرا آدمها نمیتوانند یکپارچه خوشحال باشند؟"
درس دوم " محبت خوب است؛ اما تا آدمش که باشد. زمانی دلی تو را دوست دارد که قد خواستههایش به اندازهی همین دنیاست و زمانی قلبی دوستدار توست که زلال و آسمانی شده است. برای من مبدأ عشق و منشأ تراوش آن مهم بود. هرکسی را به دل راه نداده بودم و منتظر کسی بودم که خداوند او را برایم بخواهد، تا اینکه قضای روزگار دستانم را در دست سید علی گذاشت."
راضی "میگفت:« هیچچیز نمیتوانم بگویم، جز اینکه زنی هستی که مردت با تمام وجودش دوستت دارد و از تو راضی است.»"
֙⋆ #ازکتابها | کهکشان نیستی
و گفت: «من به سوی پروردگارم هجرت میکنم که او صاحب قدرت و حکیم است!»
֙⋆ #قرآن | عنکبوت، آیه بیست و شش