اگه خوشتون نیومد ببخشید
و همچنین اینکه ببخشید که نتونستم چشنای قشنگتونو اونطور که باید به تصویر بکشم
⭒𝙉𝙖𝙧𝙜𝙚𝙨⭒
بعد تقدیمی لف بدین بشدت ناراحت میشم .
واکنش ِتو وقتی بعد تقدیمی لف بدن :
مشکل داری ؟ ما اینجا داریم زحمت میکشیم 😔 .
سه تفنگدار . . .
[ بریم برای یه قیمه تو ماستِ مشتی ]
یروز همینطوری که داشتی زندگی عادیتو میکردی ، و داشتی با گوشیت کار میکردی ، متوجه این میشی که توی اخبار دارن از یه بیماری جدید حرف میزنن ، بیماری زامبی !
از اونجاایی که تازگی یه کیدراما درمورد زامبی داشتی میدیدی ، یاد اون میوفتی و خیلی میترسی و درجا خشکت میزنه ، وسط خیابون !
یهو یه زامبی از دور داره میاد سمتت که گازت بگیره اما ، کسی که نجاتت میده کیه ؟
درسته یکی از اعضای سه تفنگدار ، مانی ، اون اتفاقی داشت از اونجا رد. میشد و میدونست چخبره پس نجاتت داد ، فرار کردین و بردت یجای امن پیش بقیه ، ترسیده بودی ، بخاطر همین غش کردی ، اما در ادامه چی میشه ؟؟ . . .
' nepenthe '
مثل همیشه روی کاناپه لم دادم و تلویزیون و روشن کردم و فیلم مورد علاقمو گذاشتم ، تقریبا یروز در میون اون فیلمو هربار نگاه میکردم ، چون از داستانش خیلی خوشم میومد ، اما اینبار با بقیه بار ها فرق داشت ، وقتی رسید به قسمت مورد علاقم ، تلویزیون قاطی کرد و ارور داد ، رفتم سمت تلویزیون که ببینم چیشده ، که متوجه شدم صفحه تلویزیون داره تکون میخوره ، بهش دست زدم و وارد دنیای دیگه شدم ، وارد دنیای فیلم مورد علاقم ، همه چیز برام خیلی عجیب و غریب بود ، با اینکه باحال بود اما میترسیدم ، که آیا هنوزم راه برگشتی هست یا نه ؟ . . .