eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
8.9هزار دنبال‌کننده
486 عکس
158 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
برایت چای خواهم ریخت،برایم زندگی دم کن.♥️🫂
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. جانا . . . مَن میخَوام کِه مُوهایِ مَن فَقط با دَستایِ مَردونه یِ تو نَوازِش شِه هَمین👨🏻‍🦰🌿💍 ‌‌‌.
348.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ 🧿🤍✨ I·ᴍ ᴛɪʀᴇᴅ ᴏғ ᴇᴠᴇʀʏ ʀᴇᴘᴇᴛɪᴛɪᴏɴ ᴇxᴄᴇᴘᴛ ᴛᴏ ʜᴀᴠᴇ ʏᴏᴜ.... از هر تکراری خسته ام جز داشتن تو..♡ ‌ ☁︎ @Dochar_To
تو نیستی ولی، روحت با منه>>☺️💕
دلم میخواد لب باشم بخندمت ، مرز باشم بگردمت 🌱 ☁︎ @Dochar_To
جهت یاداوری:اندازه تپش قلبم تورو دوست دارم پسر خوشگله>>>☺️♥️
ق‍‌ش‍‌ن‍‌گ ت‍‌ࢪی‍‌ن دࢪد ق‍‌ل‍‌ب‍‌م‍‌ي:)!🖤🫀
پوست تَنِ تُو رو انگار که ماه بوسیده .🥹♥️
هدایت شده از حکایت های بهلول
🔴 ۳ دختر ظالم وقتی مادرشان سرطان گرفت او را زنده به گور کردند! چیزی که بعدش رخ داد همه را شوکه کرد ‼️😱 • در روستای کوچک، ماجرایی هولناک در حال وقوع بود که نفس تمام منطقه را بند آورد. پروین، زن ۶۵ ساله فداکاری که یک عمر برای سه دخترش سارا، نگار و لیلا زحمت کشیده بود، حالا در سخت ترین روزهای زندگی اش تنها مانده بود. او که به تازگی متوجه شده بود به سرطان پیشرفته مبتلا است، همه چیز از وقتی شروع شد که پزشکان هزینه های سنگین درمان را اعلام کردند. سه دختر که نمی خواستند پولی خرج مادر بیمارشان کنند، او را به خانه قدیمی و مخروبه اش در حاشیه روستا بردند. اما فاجعه واقعی وقتی رخ داد که پروین در یکی از شب ها، از درد شدید به خود می پیچید و التماس می کرد او را به بیمارستان ببرند. سارا، دختر بزرگ که همیشه حریص تر از بقیه بود، پیشنهاد شیطانی داد: "بگذارید از شرش خلاص شویم! همین الان می بریمش توی جنگل و...". نگار و لیلا هم که از بار مسئولیت خسته شده بودند، با این نقشه جنایتکارانه موافقت کردند آنها مادر خود را.... 👈 خواندن ادامه داستان https://eitaa.com/joinchat/3195536000C69665d756b
سلاممم صبح بخیرر زیبایی من>>>🥹🎀💕