eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
9هزار دنبال‌کننده
486 عکس
158 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
برای همیشه و همیشه، بدون هیچ شکی، تو مال منی من مال تو. .
من بدون تو؟ مثل چای بدون قند، همونقدر تلخ و رو اعصاب.💋
هدایت شده از حکایت های بهلول
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨 عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد! برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند. هر زمان که پسر زن مسن تماس می‌گرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب می‌کرد و مادرشوهر را به اتاق خودش می‌برد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ... یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱 https://eitaa.com/joinchat/4076011747Cda1df01f58 ادامه داستان واقعی 👉 ادامه داستان واقعی ☝️
هدایت شده از حکایت های بهلول
⭕️دخترتو شب هرجایی نزار بمونه ❗️ چند وقت قبل خواهرم مینا اومده بودن شام خونمون موقع رفتن هی اصرار کرد مامان توروخدا بزار منم با خاله اینا برم اونجا بخوابم پیشِ دخترش !! باباش اصلا راضی نبود تا اینکه بخاطر اصرارای اجازه داد یه بمونه ! اخرشب دیدم چندتا پیامک از دخترم اومده که مامان تور...... ینی قلبم اومد تو دهنم..😭😭 با و ولا همسرمو کردم و رفتیم در خونه ی خواهرم که خدا قسمت نکنه... 💔😱...👇 ❌ادامشو حتما دختردارا بخونن👇 https://eitaa.com/joinchat/953483999Ce1300adfdd
هدایت شده از حکایت های بهلول
🔴 ۳ دختر ظالم وقتی مادرشان سرطان گرفت او را زنده به گور کردند! چیزی که بعدش رخ داد همه را شوکه کرد ‼️😱 • در روستای کوچک، ماجرایی هولناک در حال وقوع بود که نفس تمام منطقه را بند آورد. پروین، زن ۶۵ ساله فداکاری که یک عمر برای سه دخترش سارا، نگار و لیلا زحمت کشیده بود، حالا در سخت ترین روزهای زندگی اش تنها مانده بود. او که به تازگی متوجه شده بود به سرطان پیشرفته مبتلا است، همه چیز از وقتی شروع شد که پزشکان هزینه های سنگین درمان را اعلام کردند. سه دختر که نمی خواستند پولی خرج مادر بیمارشان کنند، او را به خانه قدیمی و مخروبه اش در حاشیه روستا بردند. اما فاجعه واقعی وقتی رخ داد که پروین در یکی از شب ها، از درد شدید به خود می پیچید و التماس می کرد او را به بیمارستان ببرند. سارا، دختر بزرگ که همیشه حریص تر از بقیه بود، پیشنهاد شیطانی داد: "بگذارید از شرش خلاص شویم! همین الان می بریمش توی جنگل و...". نگار و لیلا هم که از بار مسئولیت خسته شده بودند، با این نقشه جنایتکارانه موافقت کردند آنها مادر خود را.... 👈 خواندن ادامه داستان https://eitaa.com/joinchat/3195536000C69665d756b
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
بَغَل‌ِ تو‌ میدِه‌ بِه‌ مَن‌ حِس‌ِ قَشَنگو>>>💗🫶🏿 صبحت بخیر عزیزترینم
عشق یعنی دلیلی برای موندن،وقتی که زندگی می‌خواد ناامیدت کنه"💙🥹
مَن به هَرکَسی غِیر تو آلِرژی دارَم💜🙊!
بهت قول میدم تا اخر عمر به اذیت کردنت ادامه بدم...☺️🎀✨