-
مـــن بقیـه عمرمو
گذاشتـم واســـــه''دوس
داشتَـــــنِ •طُ'•💛💍
آرايشت نظم سپاهی را به هم ريخت ،
بر صورتت پاشيدهای رنگينكمان را .
زلفش چو شب و چشم دو دام و مژهاش تیر ،
بنگر که کمر بسته به قتلم چه سپاهی .
- بیا با هم یکی بشیم
#pArT_27
به زور خودم و کنترل کرده بودم
باز بلند شدم
نتونستم بشینم
سمت پنجره رفتم
کنارش و باز کردم
کم باز کردم که سرد نشه هوای اتاق .
سیگارم و در آوردم
اتیشش کردم
شروع کردم به پک زدن..
دس...ت درازی
آخه به زن من؟!
دندونم روی هم چفت شد.
آخ
داشتم دیوونه میشدم..کاش گیرش میاوردم کااش!
اگر گیرش بیارم جـ.ـنازشم سالم از زیر دستم کنار نمیره..
اعصابم خورد بود
خیلی خورد بود
چشمامو محکم بستم
بعد از کمی مکث باز کردم.
تاخودمو افکارمو آروم کنم.
باید میبردمش خونه خودم ، قشنگ برسیش میکردم
اینجا نمیتونستم .
گوشیم زنگ خورد
با زنگ خورد گوشی یهویی از خواب پرید...
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیا با هم یکی بشیم 🫂🔥
#pArT_28
لعنتی به اون کسی که زنگ زده بود فرستادم.
با ترس به دور و بر نگاه میکرد.
پوفی کشیدم
آروم رفتم جلو
گوشی رو چنگ زدم
مریم بود.
با حرص غریدم :
+ چیه؟
با مکث گفت :
- سلام!!
پر حرص داد کشیدم:
+ کارتو بگو. اگر کاری نداری قطع کنم .
دوباره چند ثانیه مکث کرد
رو اعصابم میرفت .
پچ زدم :
+ کار نداری؟
- نه فقط دلم برات تنگ شده بود برای همین زنگ زدم .
چشمامو بستم تاخودمو کنترل کنم.
بعد غریدم:
+ غلط کردی مزاحم شدی! دفعه بعد شمارتو روی گوشیم نبینم.
آخرشو عربده کشیدم
گوشی رو قطع کردم
انداختم روی میز...
چشمای درشتش و دوخته بود به من
لامصب...
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
هر چی بیشتر میگذره....
بیشتر بهم ثابت میشه که تو بهترین اتفاق زندگیمی🫀
.
چه گناهی؟
تــــو مرا تنگ در آغوش بگیر
تن تــو عین بهشت است
جهنم با مـن🫂
-
تو قشنگترین بخش از
زندگی منی که میتونم بهش تکیه کنم.
شبت بخیر زندگیم❤️🌿