4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
هر چی بیشتر میگذره....
بیشتر بهم ثابت میشه که تو بهترین اتفاق زندگیمی🫀
.
چه گناهی؟
تــــو مرا تنگ در آغوش بگیر
تن تــو عین بهشت است
جهنم با مـن🫂
-
تو قشنگترین بخش از
زندگی منی که میتونم بهش تکیه کنم.
شبت بخیر زندگیم❤️🌿
- بیا با هم یکی بشیم 🫂🔥
#pArT_29
تشر زدم بهش
+ آماده شو!
مظلوم سر تکون داد :
دنبال لباساش گشت.
بعد گفت :
- لباس ندارم که..
با قدمای محکم سمت پلاستیک رفتم
مامان یه گوشه وایساده بود و خیره بوده به ما
+ نمیفهمی وقتی بیرون میای لباس برداری؟
با لبای خشک و لرزونش گفت:
- من ، من نمیخواستم بیام..
کلمه ای که دکتر گفت توی سرم میچرخید.
دندونامو روی هم فشار دادم
لباسشو از پلاستیک بیرون کشیدم.
کوتاه بود!
+ بپوشاینو!
دستش اومد سمتم تا لباس و بگیره
خیلی بی جون بود
خودم گرفتم ،پوشوندمش..
اعصابم خطخطی بود!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیا با هم یکی بشیم🫂🔥
#pArT_30
آماده اش کردم.
شالشو گرفتم.
کشیدم جلو
تا روی پیشونیش..که لب زد
+ یکم بکش عقبتر
ازش فاصله گرفتم
- بلند شو بیا..این و میتونی یا بغـ ـلت کنم؟
لبزد:
+ می...میتونم
سرخ و سفید شد
رنگش مثل لبو قرمز شده بود ..
شرم و حیا!! داشت.
برخلاف تموم دخترایی که این دوره میدیدم.
همین بیشتر جذبم میکرد
رومو برگردوندم
لب زدم :
+ بیا..
مامان زود تر از من راه افتاد
رفت بیرون.
داشتم میرفتم که صداش و شنیدم :
+ اقا؟
برگشتم
نگاهش کردم:
- بله؟
+ سرم گیج میره ، نمیتونم قدم بردارم .
فهمیدم! میدونستم صدام میکنه.
با دو قدم بلند سمتش رفتم
محکم تو بغلـــ.ـم گرفتمو بلندش کردم
+ از اول چرا دروغ میگی؟
سرشو توی سینه ام پنهون کرد .
دلبری بلد بود یا این عشوه ریختناش ذاتی بود؟ هومممم!!!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
-
توی دوست داشتنت زیاده روی میکنم چون باور دارم لایق ذره ذرهاش هستی❤️
@Time_MusicMostafa Agha Jani - Havaye Barooni - 128_2026_09_03_14_57_20.mp3
زمان:
حجم:
6.4M
🎙️مصطفی آقاجانی
🎼هوای بارونی ♥️𝄠
- بیاباهم یکی بشیم... 🫂🔥
#pArT_31
سرم و تا حد ممکن پایین انداختم
نمیخواستم کسی من و بشناسه
میخواستم بدون مزاحمت تا ماشین برم
تقصیر مادر پدرم بود
که آورده بودنش بیمارستان دولتی
با قدمای بلند از بیمارستان خارج شدم
رفتم سمت ماشین.
مامان جلوی بیمارستان گفت
+ من کار دارم این دور و بر باید برم ، میتونین خودتون برین!
فهمیدم
میخواست تنها بزاره ما رو
خوب بود! راضی بودم .
سر تکون دادم
رفت
گذاشتمش داخل ماشین
خودم نشستم پشت فرمون
پچ زدم
+ خب ، بریم خونه!
با ترس نگاهم کرد
شروع کرد به توضیح دادن
- به به خدا من تقصیر نداشتم من...
مشتمو کوبیدم روی فرمون
+ چرا وقتی گفتم گمشو خونه پدر مادرت نرفتی؟
میدونستم داشتم بهونه میگرفتم
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیاباهم یکی بشیم... 🫂🔥
#pArT_32
- نبودن خونه
با بغض گفت
+ چیکارت کردن؟
داشتم رانندگی میکردم
اومد توضیح بده که غریدم
+ الان نه ، دهنتو ببند رسیدیم خونه بگو.
اینو گفتم
میدونستم
الان عصبی بشم بد میشد
با سرعت میرفتم و کسی و چیزی رو نمیدیدم
نگران خودم نبودم
نگران اینی که کنارم بود بودم
میترسیدم حالش بد بشه.
خطرناک بود براش
عصبی دست بین موهام کشیدم
پارک کردم
پیاده شدم
تا در ماشین و با اون ناز و ادا باز کرد دستم و گذاشتم زیر پاش
بلندش کردم
+ میتونم راه برم!
لب زدم
- هیس..ساکت باش نشنومصداتو
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
دوست داشتن تو، قشنگترین اتفاق بیخبر زندگی منه😍