eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
10هزار دنبال‌کننده
778 عکس
248 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
- بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥 - من.. هول شده بود اخمی کردم + آماده شو! اینو گفتم روی صندلی میز آرایش اتاق نشستم از اینه به‌کاراش و رفتاراش خیره شدم استرس گرفته بود لبخند کجی روی لبم اومد مثل بچه ها شده بود + آقا.. اخم کردم - اسم دارم من! + پاشا.. خوشم اومده بود؟ نه! چنگی زدم به موهام - نه ! من فقط صداش و دوست داشتم ، قیافه اشم، به دل مینشست پوفی کشیدم + تو که سر جات خشکت زده تند گفت - .نمیتونم ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیا باهم یکی بشیم...🫂🔥 بغض کرد لب برمیچید نمی‌گفت بیشتر عصبیم می‌کنه بیشتر کاری می‌کنه بلند بشم سمتش برم پوفی کشیدم و دستمو کردم توی موهام عصبی بودم ازش - من .. + درست حرف بزن با خجالت سرش و انداختم پایین منظورش مشکل خانم ها + اشکالی نداره! چرخیدم سمتش که حرفم و بیشتر بهش بفهمونم انگشتم و گرفتم سمتش - وای به حالت دوباره بشنوم جایی بگن ، سریع سرشو تکون داد + ب..باشه ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- چشماش " کباب " بود و منم " لر " بی دفاع ₊‧𐙚 ‌‌
- ما فقط کنار همدیگه قشنگیم، نه هر کدوم جدا جدا.🦊💐🐰 ‌‌
- سیـري ز دیدن تو ندارد نگـاه من جان زنده شود ز روی جانان دیدن ‌‌
827.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- واسه ادامه زندگیم به ذوقی مثلِ ذوقِ بودنت کنارم احتیاج دارم (:♥️ ‌‌
- بیاباهم یکی بشیم... 🫂🔥 ترسیده بود خنده ام گرفت گوشه ی لبم سمت بالا رفت + حالا بشین روی تخت بلند شدم خشک شده بود هنوز همونجا تشر زدم + با تو نبودم.. فوری به پاهاش حرکت داد سمت تخت رفت روش نشست .. استرس وارد نگاهش و دوخت بالا به چشمام نگاه کرد از اتاقش زدم بیرون سمت آشپزخونه رفتم سوپی که براش گرفته بودم ریختم داخل کاسه. توی گوشیم سرچ زدم + چرت و پرت نوشته بود حوصله نداشتم بخونم زنگ زدم به مریم انگار روی گوشی خوابیده بود که همون لحظه جواب داد - الو؟ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیاباهم یکی بشیم... 🫂🔥 حوصله اش و نداشتم لب زدم + یکی پ.ر ی و د شه ، برای آروم کردن دردش باید چیکار کرد؟ با مکث گفت - چیشده؟ + نمی‌گی قطع کنم! - کیسه آب گرم ، ماساژ ، قرص و چای نبات ، برای چی پر.. بین حرفش پریدم + اوکی! قطع کردم گوشیو ماساژ؟ ماساژ میدادمش! کاسه رو بردم داخل اتاق به تخت تکیه داده بود سرش پایین بود داشت به انگشتاش بازی میکرد به محض ورودم هول شده سرش و بالا آورد اصلا وقتی منو میدید هول میکرد مگه من کاریش داشتم؟ با اخم نگاهش کردم + چیشده؟ چرا می‌ترسی ازم؟ - ه.. هیچی کنارش روی تخت نشستم کاسه رو گرفتم دستم یه قاشق پر کردم و جلوی دهنش گرفتم + بخور! ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- من به این شعرها ایمان دارم ! میدانم هرجای دنیا که باشی تو را به آغوش من باز می گردانند !!💙 ‌
- ﮼اوج دلبری همین جمله‌است که میگه : انتي قمري ؛ أحبك في کل مراحلك. تو ماهِ منی من تو را در تمامِ مراحلت دوســت‌ دارم . . ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
Hamid HiraadHamid Hiraad - Shab Be Kheyr.mp3
زمان: حجم: 6.9M
از این به بعد همه ی قرارهایمان یا آغوش تو یا آغوش من ❤️‍🩹:) ‌‌