eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
10.1هزار دنبال‌کننده
780 عکس
248 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
- بیاباهم یکی بشیم... 🫂🔥 با مکث به قاشق نگاه کرد بعد لب زد - میل ندارم! داشت سگم میکرد من آروم بودم میخواست عصبی کنه با اخم گفتم - باید زور بالا سرت باشه تا بخوری؟ سر بالا انداخت + میل.. قاشق و بردم داخل دهنش! - حرف اضافه نزن! تکلیفم با خودم مشخص نبود نمی‌خواستم به خودم اعتراف کنم که خوشم اومده از این دختره قاشق بعدی رو پر کردم که نالید + سوپ دوست ندارم ، نمی.. بازم بردم جلو دهنش و کیپ کرد ، مثل بچه ها پوفی کشیدم - تا آخرین قاشق باید بخوری! + نمیشه نخورم؟ مثل بچه ها شده بود لبخند اومد رو لبم .. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیا باهم یکی بشیم..🫂🔥 - نه! تخس لب زد + ولم کن دیگه ، دوست ندارم.. . بیخودی گفتم یه قاشق دیگه پر کردم که بغض کرده دهن کوچولوش و باز کرد ولی هم زمان یه قطره اشک از چشمش اومد بیرون راه پیدا کرد ریخت روی گونه اش.. + جان ، چیشد؟ نمی‌خوای نخور گریه نکن! اینو گفتم گذاشتم کنار کاسه رو + چیزی میخوای سفارش بدم؟ - نه! + اوکی ، آب دهنمشو قورت داد - چی؟ نگاهی به تاپ و شلوارکش کرد. - خب لباس ندارم.. پوفی کشیدم ، گیج بازی داشت در می آورد با حوصله دستم و گذاشتم روی تیشرتش + این لباس نیست؟ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- نه عاقد در کار بود نه خطبه ای ...♥️ ‌‌
- زندگی یعنی همین که تو باشی و من دیوانه وار دوستت بدارم!🫀𝓡𝓮𝔃𝓪✨ تپشِ من ؛ ‌‌
- بیایکی بشیم... 🫂🔥 لب زد + چیکار میکنی؟ با بهت ، اخم کرده دستشو پس زدم چنگ انداخت سوزش ریزش مهم نبود.. ! چنگ مینداخت .. لبخند کجی زدم + گربه شدی؟ فهمید سرش و بالا انداخت - نفهمیدم ، نمی‌خواستم دستت و زخمی کنم زخمی؟ به یه خراش کوچیک‌میگفت زخم؟ - زخم نیست چیزی نگفت + با بغض گفت - به خدا غلط کردم به جون مامانم.. ترسیده بود اخمام به خاطر این وحشتش ازم رفت تو هم غریدم + چرا میترسی؟ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیاباهم یکی بشیم ..🫂🔥 نگاهش و کشید بالا زل زد تو چشمام با استرس گفت + هیچی.. - چرا می‌ترسی ؟ دوباره با آرامش حرفم و تکرار کردم + منتظر نگاهش کردم رنگ و روش می‌رفت ، قرمز میشد خجالت می‌کشید بگه منتظر موندم اخم کردم عصبی شدم - مگه دست توعه؟ با بغض نگام کرد که غریدم + زن نگرفتم دکور باشه ، گرفتم که لب برچیدم - من ، اما آخه.. + اوکی؟ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- قوی ترین آدمی که میشناسم تویی ♥️ ‌‌
- دوستت دارم از این دنیا تا هر جهان دیگری 💕 ‌‌
- من که به فکرِ عاشقی کردن نبودم..! انگشتم ، انگشترش را دوست دارد💍 ‌‌
- بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥 لبش بیشتر جمع شد احمق خم شدم سمتش چشماش گشاد شد عقب کشیدم تک خنده ای کردم سرخ شد ، نگاهش و فورا دزدید همین که اینطوری سرخ و سفید میشد خیلی خوشگل بود! خیلی.. لبم کج شد - نمی‌خوام + باید ماساژت بدم.. بعد با صدای خفه ای گفت - نمیخوام ماساژ بدی منو ، ولم کن.. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥 تو گلو خندیدم روی تخت نشستم انگار یه بچه بود +هیس! قبل اینکه مخالفتی کنه اینو گفتم از این ادا ریختناش لبم کج شد قبلا دیده بودم خیلی خوب بود .. نگاهش که به چشمام افتاد فورا دزدید + از چی می‌ترسی ؟! تک خنده ای کردم ﹏﹏﹏﹏﹏﹏