- بیایکی بشیم... 🫂🔥
#pArT_49
لب زد
+ چیکار میکنی؟
با بهت ، اخم کرده دستشو پس زدم
چنگ انداخت
سوزش ریزش مهم نبود..
!
چنگ مینداخت ..
لبخند کجی زدم
+ گربه شدی؟
فهمید
سرش و بالا انداخت
- نفهمیدم ، نمیخواستم دستت و زخمی کنم
زخمی؟
به یه خراش کوچیکمیگفت زخم؟
- زخم نیست
چیزی نگفت
+
با بغض گفت
- به خدا غلط کردم به جون مامانم..
ترسیده بود
اخمام به خاطر این وحشتش ازم رفت تو هم
غریدم
+ چرا میترسی؟
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیاباهم یکی بشیم
..🫂🔥
#pArT_50
نگاهش و کشید بالا
زل زد تو چشمام
با استرس گفت
+ هیچی..
- چرا میترسی ؟
دوباره با آرامش حرفم و تکرار کردم
+
منتظر نگاهش کردم
رنگ و روش میرفت ، قرمز میشد
خجالت میکشید بگه
منتظر موندم
اخم کردم
عصبی شدم
- مگه دست توعه؟
با بغض نگام کرد
که غریدم
+ زن نگرفتم دکور باشه ، گرفتم که
لب برچیدم
- من ، اما آخه..
+ اوکی؟
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
قوی ترین آدمی که میشناسم تویی ♥️
-
من که به فکرِ عاشقی کردن نبودم..!
انگشتم ، انگشترش را دوست دارد💍
- بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥
#pArT_51
لبش بیشتر جمع شد
احمق
خم شدم سمتش
چشماش گشاد شد
عقب کشیدم
تک خنده ای کردم
سرخ شد ، نگاهش و فورا دزدید
همین که اینطوری سرخ و سفید میشد
خیلی خوشگل بود!
خیلی..
لبم کج شد
- نمیخوام
+ باید ماساژت بدم..
بعد با صدای خفه ای گفت
- نمیخوام ماساژ بدی منو ، ولم کن.. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥
#pArT_52
تو گلو خندیدم
روی تخت نشستم
انگار یه بچه بود
+هیس!
قبل اینکه مخالفتی کنه اینو گفتم
از این ادا ریختناش لبم کج شد
قبلا دیده بودم
خیلی خوب بود ..
نگاهش که به چشمام افتاد فورا دزدید
+ از چی میترسی ؟!
تک خنده ای کردم
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
-
تو این دنیایــی که پایان داره ،تُو رو
بی نَهـایت دُوسـ∞ــت دارم .♥️
-
مست کننده تر از الکل ، اروم کننده تر از مسکن ، خمار کننده تر از مورفینی برام🫀
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
«دو نفر، یه رابطه ،هزار تا داستان… 💍🤍