eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
10.1هزار دنبال‌کننده
758 عکس
245 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
و عشق از دیدن تو شروع شد .
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨 عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد! برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند. هر زمان که پسر زن مسن تماس می‌گرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب می‌کرد و مادرشوهر را به اتاق خودش می‌برد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ... یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱 ادامه داستان واقعی ادامه داستان واقعی ☝️
تنها چیزی که میتونه غم این روزامو کم کنه بغل توعه .
- بیا باهم یکی بشیم..🫂🔥 اومد چیزی بگه که گوشیم زنگ خورد پوفی کشیدم بلند شدم سمت گوشی رفتم با دیدن اسم مریم اخمام توی هم رفت رد تماس دادم انداختم گوشی رو روی میز اومدم برگردم دوباره رنگ خورد داشت عصبیم میکرد دندونام و روی هم سابیدم گوشی رو برداشتم جواب دادم + چه مرگته؟ رد تماس میدم یعنی چی؟ با بغض صدام زد که کلافه غریدم + چیشده؟ - دلم برات تنگ شده!!! لوس نبود الان عجیب بود.. برگشتم همونجور که خیره بودم به دختره ، لب زدم + زنگ نزن ، کار دارم .. اینو گفتم قطع کردم ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیاباهم یکی بشیم.. 🫂🔥 - شب میری... اخم کردم + چی ؟ فورا ساکت شد - به تو ربطی نداره‌ من کجا میرم کجا میام! اینو با اخم غریدم روش و برگردوند حس میکردم بغض کرده - دو خط به روت خندیدم پررو نشو.. از اتاق رفتم بیرون تا شارژرم و پیدا کنم که توضیح بدم برنامه هامو و اینکه میخواستم گوش زد کنم من زن دارم! زن دارم؟ عجیب بود اولین بار بود که میگفتم زن دارم پوفی کشیدم دستی بین موهام کشیدم بعد زل زدم به دیوار چرا اینطوری شده بودم بیش از حد داشتم به اون دختر واکنش نشون میدادم اینو دوست نداشتم! ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
Garsha Rezaei ~ UpMusicGarsha Rezaei _ Khabar Khabar (320).mp3
زمان: حجم: 8.3M
وقتی همه از وطنشان حرف میزدند، تو حرفِ من بودی... ❤️‍🩹:) ‌‌ ‌‌‌‌
‍- بودَنْت بَرایِ مَن شُد زِندِگی شُد دَلیل شُد عِشق شُد اُمید شُد لَبخَند بُودنت اِنقَدر قشنگه که قُربُونِ لَحظهِ به لَحظهِ یِ بُودَنت🥺✨ ‌
تو فرق داشتی وگرنه من به عشق می‌خندیدم..
- بیاباهم یکی بشیم... 🫂🔥 بلند شدم میخواستم مثلا ارومش کنن با دو قدم خودم و به اتاق رسوندم روی تخت دراز کشیده بود رفتم نزدیک چشماش بسته بود نفس های منظمی که میکشید نشون میداد خواب رفته لبخند کجی زدم رد اشک روی گونه اش بود لبای غنچه شده اش نیمه باز بود لعنتی به دختر روستایی مگه چی داشت؟! به مدل خودش بود با ناخونای ساده اش بود با صورت بدون آرایش بود . با صدایی که نازک نمی‌کرد تا ناز بشه ولی نازداشت بود ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- بیباهم یکی بشیم...🫂🔥 منم دراز کشیدم دستمو شسته بودم بعد دوباره خوابید.. نفس می‌کشیداروم دستم و کشیدم لای موهام مثل بچه ها. رایحه اش دقیقا بچگونه بود بوی شامپو بچه میداد که نقی زد به خودم دیگه نمی‌تونستم دروغ بگم! ازش خوشم می اومد. از یه دختر روستایی آفتاب مهتاب ندیده بود! ﹏﹏﹏﹏﹏﹏