بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥
#pArT_93
ابرو بالا انداخت
+ نمیخواد؟
بی تفاوت سر تکون دادم که گفت
- تازه یاد گرفتم ، قبلا یه مدل دیگه میپختم یا روغن نمیزدم یا نمک زیاد میزدم..
معلوم بود ورزشکاراره
لب زدم
+ چه ورزشی میری؟!
پچ زد
- چی؟!
زیاد داشتن ضایع بازی در می آوردم
یه لقمه دیگه گرفتم و همزمان هیچی زیر لب زمزمه کردم
ولی زیر چشمی بود هیکل گنده اش نگاه میکردم
حواسم وپرت خودش کرده بود
ولی خجالت نمیزاشتم
+ بدنسازی!
ابرو هام بالا پرید
نگاهش کردم
+ دوست داری هوم؟! چشمت همش دنبالشه.
وای خدا
فهمیده بود
یعنی چقدر ضایع بودم که فهمید..
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بشیم.. 🫂🔥
#pArT_94
فورا چشم دزدیدم
+ نه ، خدا برا مادرتون نگه داره.
تک خنده ای کرد
- خانوم ، باید میگفتی خدا برا زنت نگه داره.
راست میگه
+ خب خدا برا زنتون نگه داره
ایشالایی گفت
یه لقمه گرفت
شروع کردیم به خوردن
تا پایان صبحونه نه اون چیزی گفت نه من..
صبحونه که تموم شد بلند شدم
سفره رو جمع کردم
+ قهوه بلدی درست کنی؟!
سرم و به نشونه ی اره تکون دادم
- درست میکنم!
نشست روی میل
لپ تاپشو گذاشت جلو و تند تند چیزی تایپ میکرد..
قهوه درست کردم
بردم رو به روش.
دروغ چرا
وقتی بود امنیت داشتم
خیالم راحت بود
اون روز که تنها مونده بودم داشتم سکته میکردم
+مرسی !
اینو گفت
دوباره مشغول کارش شد
روی مبل نشستم و با دستام بازی کردم
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
-
قربون خدا برم که بین این همه آدم ، بهترینش رو به من هدیه داد
تو رو میگماا🫀
تو قشنگترین قسمت زندگی منی...(:
من اهل عشق و عاشقی نبودم
اما تو از کنارم رد شدی؛
و جانم به دکمه پیراهنت گیر کرد🤍(:
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر...🥹💍