بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥
#pArT_102
دستم و نگرفت
شروع کرد به راه رفتن
آروم میرفت
کنارش قرار گرفتم
لبخندی زدم
حس و حال خوبی بود
این که بدون اینکه به فکر پول باشی ، به فکر چیزی باشی داشتی خرید میکردی..
لبم و گاز گرفتم
چشمام برق میزد
جلوی طلافروشی وایساد
نگاهی به انگشتم کرد
بعد دستم و گرفت
یا تعجب نگاهش کردم
+ چیشد؟!
بدون توجه ، دستم و گرفت و سمت داخل مغازه کشوند
رفتیم داخل
سلام داد طلافروشه
که سر تکون داد
+ حلقه میخواستم!
با تعجب نگاهش کردم
که مرده فورا چشمی گفت
آورد
گذاشت روی شیشه
+ بفرمایید..
- کدوم و خوشت میاد؟!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
.
دوست داشتن
به تعداد دفعات گفتن نیست
حسی است که
باید بیکلام هم لمس شود...!🤍
-
بَساطِمانجورشُد ؛
ڪَمیمَن
ڪَمیتُو
وبیٖنَهایَت؏ـِشـقْ....❤️