eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
10هزار دنبال‌کننده
748 عکس
242 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
- وسط این همه تاریکی تو نور زندگیمی :)♥️ ‌‌
- گفت : آیا در زندگی دستاوردی هم داری؟! گفتم : کسی را یافتم که روحم او را دوست دارد ...♥️ ‌‌
بیاباهم یکی بشیم.. 🫂🔥 سرم و پایین انداختم + میرم میخرم میام! تاب ابروشو بالا انداخت - تنها ؟! نه! همراهت میام وا رفتم فورا گفتم + نه نمیخوام دیگه دارم دستی به صورتش کشید برگشت نگاهی بهم انداخت - مهم نیست ، داشته باشی ام الان می‌خوام برات بخرم قرمز شده بودم یکی جلوشو باید می‌گرفت.. لبم و گاز گرفتم رفت داخل مغازه ناچار دنبالش رفتم شلوغ نبود پنج شیش نفری توشون بود همشونم دختر جلوی صندوق وایساد که کنارش رفتم + سلام! دختره سلامی به من داد با خوش رویی به پاشا نگاه کرد - چهرتون خیلی آشناست.. اون یکی دختره گفت + همون خواننده ای نیست که با ترک جدیدش ترکونده جدیدا؟! ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥 دوستش با ذوق گفت + عه جدی؟! پاشا به هیچکدوم توجهی نکرد - عزیزم انتخاب کن! عزیزم؟ با خجالت لب زدم + بیرون میخوای برو من انتخاب.. حرفم و قطع کرد محکم و جدی گفت - پس من برات انتخاب میکنم سمت لباس های ز....ی....ر رفت با دقت بررسی کرد بعد از بینشون یه ست مشکی برداشت + خوبه این!! اینو گفت داد دستم - بپوش ببین درست حدس زدم سایزو.. چشمام و فورا دزدیدم حس میکردم دستم انداخته گونه هام قرمز شد .. دیگه نموندم اونجا سمت اتاق پرو حرکت کردم فورا واردش شدم.. در و بستمو تکیه دادم به دیوار ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- کوتاه بگم : من هرگز کسیُ نصفِ توام دوست نداشتم :)💓 ‌‌
صد بوسه داده‌ایم امانت به دستِ باد تا کِی تو را نسیم ببوسد به جای ما ؟
بیاباهم یکی بشیم..🫂🔥 هنوز چند ثانیه تو اون حالت بودم بعد چند دقیقه تقه به در خورد صدای بم مردونه اش پیچید + آماده شدی؟! نفس عمیقی کشیدم من تن نکرده بودم حتی! با صدای لرزون‌گفتم + نه! - باز کن درو. در پرو و باز کردم که در و باز کرد اومد تو متعجب نگاهش کردم در و بست و لب زد + آماده شو حالا ! جلوش؟ شوکه گفتم - بیرون نمیرید آماده بشم ؟ اندازه شد میگم + اندازه شدنش که میشه ، سایزتو بلدم ، دستی به صورتم کشیدم داشتم میمردم نالیدم + توروخدا.. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بشیم.. 🫂🔥 - توروخدا چی؟! اخماشو کشیده بود توی هم آدم میترسید قلبم ضربانش تند شده بود نفس عمیقی کشیدم دستامو مشت کردم + برین بیرون! - در میاری ؟ یا خودم از تنت بکشم بیرون ؟! لب زدم + می‌پوشم ، اندازه بشه میام میگم بخری - جلوی من! یه کلمه حرف میزد ولی جوری با جدیت می‌گفت که آدم و واردار میکرد انجام بده دستم و با خجالت گذاشتم روی صورتم - واای .. دستمو گرفت کشید جلو ، که کوبیده شدم به سینه ی عضلانیش! قلبم تند تند میزد - خودم در میارم!! اینو گفت چشمام گرد شد .. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏