بیاباهم یکی بشیم.. 🫂🔥
#pArT_107
سرم و پایین انداختم
+ میرم میخرم میام!
تاب ابروشو بالا انداخت
- تنها ؟! نه! همراهت میام
وا رفتم
فورا گفتم
+ نه نمیخوام دیگه دارم
دستی به صورتش کشید
برگشت
نگاهی بهم انداخت
- مهم نیست ، داشته باشی ام الان میخوام برات بخرم
قرمز شده بودم
یکی جلوشو باید میگرفت..
لبم و گاز گرفتم
رفت داخل مغازه
ناچار دنبالش رفتم
شلوغ نبود
پنج شیش نفری توشون بود
همشونم دختر
جلوی صندوق وایساد که کنارش رفتم
+ سلام!
دختره سلامی به من داد با خوش رویی به پاشا نگاه کرد
- چهرتون خیلی آشناست..
اون یکی دختره گفت
+ همون خواننده ای نیست که با ترک جدیدش ترکونده جدیدا؟!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥
#pArT_108
دوستش با ذوق گفت
+ عه جدی؟!
پاشا به هیچکدوم توجهی نکرد
- عزیزم انتخاب کن!
عزیزم؟
با خجالت لب زدم
+ بیرون میخوای برو من انتخاب..
حرفم و قطع کرد
محکم و جدی گفت
- پس من برات انتخاب میکنم
سمت لباس های ز....ی....ر رفت
با دقت بررسی کرد
بعد از بینشون
یه ست مشکی برداشت
+ خوبه این!!
اینو گفت
داد دستم
- بپوش ببین درست حدس زدم سایزو..
چشمام و فورا دزدیدم
حس میکردم دستم انداخته
گونه هام قرمز شد ..
دیگه نموندم اونجا
سمت اتاق پرو حرکت کردم
فورا واردش شدم..
در و بستمو تکیه دادم به دیوار
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
صد بوسه دادهایم امانت به دستِ باد
تا کِی تو را نسیم ببوسد به جای ما ؟