بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥
#pArT_108
دوستش با ذوق گفت
+ عه جدی؟!
پاشا به هیچکدوم توجهی نکرد
- عزیزم انتخاب کن!
عزیزم؟
با خجالت لب زدم
+ بیرون میخوای برو من انتخاب..
حرفم و قطع کرد
محکم و جدی گفت
- پس من برات انتخاب میکنم
سمت لباس های ز....ی....ر رفت
با دقت بررسی کرد
بعد از بینشون
یه ست مشکی برداشت
+ خوبه این!!
اینو گفت
داد دستم
- بپوش ببین درست حدس زدم سایزو..
چشمام و فورا دزدیدم
حس میکردم دستم انداخته
گونه هام قرمز شد ..
دیگه نموندم اونجا
سمت اتاق پرو حرکت کردم
فورا واردش شدم..
در و بستمو تکیه دادم به دیوار
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
صد بوسه دادهایم امانت به دستِ باد
تا کِی تو را نسیم ببوسد به جای ما ؟