eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
10.1هزار دنبال‌کننده
751 عکس
243 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
بیاباهم یکی بشیم..🫂🔥 هنوز چند ثانیه تو اون حالت بودم بعد چند دقیقه تقه به در خورد صدای بم مردونه اش پیچید + آماده شدی؟! نفس عمیقی کشیدم من تن نکرده بودم حتی! با صدای لرزون‌گفتم + نه! - باز کن درو. در پرو و باز کردم که در و باز کرد اومد تو متعجب نگاهش کردم در و بست و لب زد + آماده شو حالا ! جلوش؟ شوکه گفتم - بیرون نمیرید آماده بشم ؟ اندازه شد میگم + اندازه شدنش که میشه ، سایزتو بلدم ، دستی به صورتم کشیدم داشتم میمردم نالیدم + توروخدا.. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بشیم.. 🫂🔥 - توروخدا چی؟! اخماشو کشیده بود توی هم آدم میترسید قلبم ضربانش تند شده بود نفس عمیقی کشیدم دستامو مشت کردم + برین بیرون! - در میاری ؟ یا خودم از تنت بکشم بیرون ؟! لب زدم + می‌پوشم ، اندازه بشه میام میگم بخری - جلوی من! یه کلمه حرف میزد ولی جوری با جدیت می‌گفت که آدم و واردار میکرد انجام بده دستم و با خجالت گذاشتم روی صورتم - واای .. دستمو گرفت کشید جلو ، که کوبیده شدم به سینه ی عضلانیش! قلبم تند تند میزد - خودم در میارم!! اینو گفت چشمام گرد شد .. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
- میشنوی صدایِ قلبم را این قلب با وجودِ آغوش توست که می زند می شنوی صدایش را . . قلبِ من با نُت نفسهای توست که موسیقی عشق را سر می دهد🤍 ‌
- و تو خَندیدی و مَن فَهمیدَم که جَهان رویِ خوشی هَم دارد عالمی هَست جدا از اینجا که هنوز ارزشِ ماندن دارد🖇🤍 ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- من نمیگم دوستت دارم ، تو اجابت دعای منی ، حتی اگه خودت ندونی🌸 ‌
بیاباهم یکی بشیم..🫂🔥 فورا گفتم + نه! نمی‌خواستم داشتم آب میشدم. من مرد نزدیک بهم ، فقط بابام بود که اونم فقط باهاش دست میدادم تو کل طول زندگیم دو بار بغلش کرده بودم. از خجالت آب شدم بار اول نبود درست د چیزی ندیده بود مطمعنم فقط میخواست اذیتم کنه و خودش و آروم ولی این بار با حوصله باز کرد نگاه سنگینشو حس میکردم رنگ و روم سرخ و سفید میشد دائما یکم رفتم عقب . تکیه دادم به دیوار اتاق پرو.. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بشیم...🫂🔥 + اندازه است! گرفت جلوم + پشت کن! مثل عروسکا شده بودم هر ور میچرخوندتم ، می‌چرخیدم. خجالت می‌کشیدم گونه هام سرخ شده بود لعنتی بست از پشت قفلشو ، بعد نیم نگاهی بهم انداخت + سرخ شدن نداره، شوهرتم! چه واژه غریبی تنها چیزی که نمیدیدمش شوهرم بودن بود.. شوهرم بود؟! جدیدا شده بود + اوم‌.. اینو گفتم که لبخند محوی زد آروم فشار داد و لب زد + دیدی اندازه ات درست حدس زدم؟! چشمام گشاد شد ﹏﹏﹏﹏﹏﹏