eitaa logo
دُچــــ☁︎ــــاࢪِ طُ 𐚁̸˖ ֢
10.1هزار دنبال‌کننده
768 عکس
246 ویدیو
0 فایل
« دُچــــ☁︎ـــاࢪِ طُ ღ در هیاهویِ جهان، من به آرامشِ چشمانِ «طُ» دُچارم... ‌—-------------------------- تبلیغات @Baran_HQ 𐚁̸˖ ֢📩
مشاهده در ایتا
دانلود
باران بزند خیس خیال تو شوم باز مستانه ،دلم را بدهم سوی تو پرواز
باران بزند تا که غزلخوان تو باشم با یاد تو سرمست شوم سر دهم آواز
بیاباهم یکی بشیم.. 🫂🔥 - فهمیدم! لبخند کجی زد + آفرین دختر خوبم . دختر خوبم؟! داشتم میمردم برای این حرف زدناش.. برای این کلمه های کوچک داشتم جون میدادم سرخ و سفید میشدم من با دو قدم رسوندن خودم و به در خونه اش باز کردم با کلید رفتم تو... در و بستم فقط که همون لحظه صدای زنگ گوشی اومد گوشی که خریده بود هول شده از کارتون در آوردم جواب دادم + بله؟! - مگه نگفتم در و قفل کن؟! کلید و توی در چرخوندم + قفل کردم - آفرین برو خونه زود میام کارمو انجام بدم اینو گفت بعد منتظر چیزی از من نشد قطع کرد لب گزیدم .. صدای ماشینش که روشن شد اومد و بعد هم صدای گاز دادن و دور شدنشو. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بیشم...🫂🔥 از پله ها بالا رفتم کلید و انداختم و در و باز کردم وارد شدم چشمام دور تا دور خونه گشت میخواستم مطمعن بشم کسی نیست بعد در و بستم قفل کردم روی مبل نشستم تند تند کارام و انجام میدادم با هول شالمو در آوردم و دکمه های مانتومو باز کردم به خودم تشر زدم +چه خبره این همه عجله.. لب گزیدم هیجان زده بودم بلاخره با یه تاب بندی نشسته بودم روی تخت به گوشی نگاه کردم خیلی خوشگل بود گرون و خوشگل.. آخرین مدل بود بازش کردم خودش و توش سیو کرده بود - شوهرم! ابروهام بالا پرید شوهرن؟ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏