بیاباهم یکی بشیم.. 🫂🔥
#pArT_121
- فهمیدم!
لبخند کجی زد
+ آفرین دختر خوبم .
دختر خوبم؟!
داشتم میمردم برای این حرف زدناش..
برای این کلمه های کوچک
داشتم جون میدادم
سرخ و سفید میشدم من
با دو قدم رسوندن خودم و به در خونه اش
باز کردم با کلید
رفتم تو...
در و بستم فقط
که همون لحظه صدای زنگ گوشی اومد
گوشی که خریده بود
هول شده از کارتون در آوردم
جواب دادم
+ بله؟!
- مگه نگفتم در و قفل کن؟!
کلید و توی در چرخوندم
+ قفل کردم
- آفرین برو خونه زود میام کارمو انجام بدم
اینو گفت
بعد منتظر چیزی از من نشد
قطع کرد
لب گزیدم ..
صدای ماشینش که روشن شد اومد و بعد هم صدای گاز دادن و دور شدنشو.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏
بیاباهم یکی بیشم...🫂🔥
#pArT_122
از پله ها بالا رفتم
کلید و انداختم و در و باز کردم
وارد شدم
چشمام دور تا دور خونه گشت
میخواستم مطمعن بشم کسی نیست
بعد در و بستم
قفل کردم
روی مبل نشستم
تند تند کارام و انجام میدادم
با هول شالمو در آوردم و دکمه های مانتومو باز کردم
به خودم تشر زدم
+چه خبره این همه عجله..
لب گزیدم
هیجان زده بودم
بلاخره با یه تاب بندی نشسته بودم روی تخت
به گوشی نگاه کردم
خیلی خوشگل بود
گرون و خوشگل..
آخرین مدل بود
بازش کردم
خودش و توش سیو کرده بود
- شوهرم!
ابروهام بالا پرید
شوهرن؟
﹏﹏﹏﹏﹏﹏