eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
313 دنبال‌کننده
283 عکس
147 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩܢ ܦ̇وܝ‌ ܢ̣ܥ‌‌ܨ ܦ̈ܢܚ݅ܝ̇ߺܭَ ࡅ߳ܝ‌ܣ! کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
آقا ببخشید من تا الان مهمون داشتم
عمل به قول منو کی پاک کرده؟😐😐
الان جبرانی دوتا پارت میدم توروخدا لف ندین از آمار 300+ رفتیم به آمار 200+😐😐 هعییییی اعصابمو بهم میریزین بخدا
686K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به قول موزیک جدید حامی رو شنیدی؟؟😍😱 کسایی هم که تو لایوش بودن شنیدن این آهنگو! اگه هنوز خبرش به گوشت نرسیده و نمیدونی بدو بیا اینجا🎀😉 آمار الان:297 آماری که میزارم:300 چنلم؟👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/Dollux
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
#عمل به قول موزیک جدید حامی رو شنیدی؟؟😍😱 کسایی هم که تو لایوش بودن شنیدن این آهنگو! اگه هنوز خبرش ب
عمل به قول منه ادمینایی که دسترسی پاک کردن پیام هاشون بازه فور بقیه نیست عمل به قول خودمه، گذاشته بودم یکی پاکش کرده دوباره گذاشتم!
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕𝟔 ح: خب به منچه!! چیکارت کنم پریا؟؟ انتظار نداری که ناز و نوازشت کنم بگم آخییی پریا بچه از دیشب تا حالا نخوابیده؟؟ برو نقش بازی نکن برای من پریا! من الان متاهل هستم خب؟؟ نیا سمت من چشمت دنبال من نباشه دیگه. دست از سر من و سپیده بردار. بزار راحت و عاشقانه زندگیمون رو بکنیم. پ: ..... چرا منو درک نمیکنی حامی؟؟ فرض کن الان جای من و تو عوض شده بود. تو عاشق سپیده باشی ولی من بیام عقدش کنم..... بهش بیشتر توجه کنم! چه احساسی بهت دست میده حامی؟ فکرت نمیره سمت خودکشی؟؟ گریه نمیکنی؟ تا خود صبح بیدار نمی‌مونی؟ این فکر نمیاد تو سرت که بزنی منو نابود کنی که سپیده رو به به دست بیاری؟؟ ح: پریا زرر ززر نکن برای من! این چرت و پرتا چیه میگی؟؟؟ زده به سرت دیوونه شدی تو؟!!! ببین تو و اون داداشت هرکاری که می‌خواین بکنین... هیچکس منو سپیده رو نمیتونه از هم جدا کنه خب؟؟ برو رد کارت سپیده! آها در ضمن به اون داداشتم بگو برای من و سپیده نقشه نکشه که یکیمون رو به کشتن بده! فهمیدی؟ تلافی میکنم براتون، داداشت پارسا اومد یه سپیده بدبخت بیچاره چاقو زد! حالا منم تلافی میکنم یجایی یه وقتی منم یه بلایی سر تو بیارم که اصلا معلوم نیست زنده بمونی نمونی؟؟ اینو هم به پارسا گفتم تن و بدنش لرزید😏 پ:(شوکه نگاهش میکردم.... ترسیده شده بودم یعنی کجا؟ کِی؟ چه وقتی میخواد یه بلایی سرم بیاره؟؟ اصلا چیکار میخواد بکنه باهام؟؟ استرس گرفته بودم دستام یخ کرده بود!) ح: ههه🤣چیه توعم که عین تون داداش احمقت ترسیدی!😏) پ:(دیگه میتونسم بگم خب؟؟ سرمو انداختم پایین راهمو گرفتم و رفتم.) ح:(فرار کرد🤣🤣) یه لحظه یه فکری به سرم زد! خب این الان که نزدیک منه از فرصت استفاده کنم و یه بلایی سرش بیارم. با ماشین میزنم به پریا! احتمال داره بمیره ولی خب.... مهم نیست. لبخند شیطانی زدم و سوار ماشین شدم... پریا رو تعقیب کردم. خداروشکر داره می‌ره به سمت یه جای خلوت بهترین جاست کسی هم نمی‌بینه. پ: دوباره این اشکای لعنتی سرازیر شدن... یهو دیدم صدای گاز ماشینی داره میاد. پشتم رو نگاه کردم.... حـ..ـامی!!!!!! ح: با سرعت به طرفش رفتم و کوبیدم بهش! پ: رفتم رو هوا و کوبیده شدم روی زمین... دردی توی بدنم پیچید و سیاهی مطلق..
خب لف ندین دیگهههه همینجوری آمارم کم بوده قشنگگگ آوردنیش پایین نکنه می‌خواین آمارو به 0 برسونید؟؟ از شما همچین کاری بر میاد حتما آمارم به صفر میرسه دیگه بخاطر این لف های الکی و بی دلیلتون😡😡😡
فدات عزیزم😊🥰 ههه😂😂همه با این پارت حال میکنن دیگه🤣